✅بذار خودمونی بهت بگم قضیه چیه:
توی این بخش، ما داریم به خدا میگیم: «خدایا، من تو رو قسم میدم به اون مهربونیِ بیانتها و بیحد و اندازهت که کلِ هستی رو گرفته...»
فکر کن! مهربونیِ خدا مثلِ یه اقیانوسه که نه ساحل داره
و نه عمقش معلومه😇 هر چقدر هم که حس کنی دور شدی، یا فکر کنی جایی برای تو نداره، این جمله بهت یادآوری میکنه که «نه! تو حتی اگه یه ذره باشی، بازم توی اقیانوسِ مهربونیِ خدا جا میشی.»🥲💖
بعدش میگیم: «...و قسم به اون قدرتی که تمامِ عالم در برابرش زانو زدن.»
✅اینجا داری به خودت یادآوری میکنی که: «ببین! من به کسی پناه آوردم که هیچکس و هیچچیز نمیتونه حریفش بشه😎
میدونی این یعنی چی؟ یعنی اگر مشکل داری، اگر غصه داری، اگر میترسی که نکنه کسی بهت آسیب بزنه یا از چیزی شکست بخوری، یادت باشه تو به «قویترینِ عالم» وصل شدی❤️🩹😇
همون خدایی که با یه ارادهاش، همهچیز رو کنترل میکنه، همون خدایی که توی مشتِ قدرتش همهِ دنیا جا میشه، حالا کنارِ توئه✨☺️
💯خلاصه که
داری به خدا میگی:
خدایا، چون انقدر مهربونی که همه رو میبینی، و انقدر قدرتمندی که از پسِ هر غیرممکنی برمیای، پس هوایِ منِ کوچیک رو هم داشته باش:) ❤️🩹
اصلاً وقتی این دو خط رو میخونی، یادت بیار که تو یه تکیهگاهِ ابدی داری. دیگه چی از این قشنگتر؟😇✨