eitaa logo
آلاگراف | Ala Graph
3.2هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
63 ویدیو
21 فایل
•بسم الله• من ؟ دانشجوی رشته نقاشی 🎨🫟 اینجا؟ جایی واسه انتشار عکس هام و یه کنج دنج از خاطراتم🩰🪞🫧 مهمون فتوگرافی های قشنگم باش🫵🏻📷⛓️ _کپی از هر محتوایی = پیگیری قانونی راضی نیستم عکس های خودم حتی ذخیره بشه❌ تبلیغات :https://eitaa.com/TabAlaa
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام به روی ماهِت ننه قشنگه:/👵🏽🤓🌿⚝ امروزت پُر از اِتفاقای قَشنگ🐢🌷 بریم عکسای دیشب رو ببینیم؟!!🌚
آلاگراف | Ala Graph
دیشب تا ساعت یک و نیم میدون بودیم🥲😂 تصمیم گرفتیم خانوادگی یه دور میدون امام حسین رو پیاده روی کنیم ربع اول میدون چایی میدادن داشتم عکس می‌گرفتم یهو یه اقای میانسال بهم گفت :"چرا عکس میگیری یهو یه جایی پخش می‌کنی ریا میشه ،بیا از خودم و پرچمم عکس بگیر"😭🤣🤌🏻
رفتیم و رسیدیم به ربع دوم میدون: حقیقتا شرمندهٔ روی ایشون شدم🥺 تو دلم بارها به دست و پاهاشون بوسه زدم و ازشون تشکر کردم😭 بهش گفتم ازتون عکس بگیرم؟!! گفت:"بعله عکس هم بگیر ،بزار خودمو درست کنم " عکس آقا رو روی سینه اش مرتب کرد ، چفیشو درست کرد و بعد گفت :" اون پرچم جلوی پاهام حتماااا معلوم باشه ها، جمله باید برخواست میخوام مشخص باشه" و من تمام مدت با بغض نگاش میکردم...
آلاگراف | Ala Graph
رفتیم و رسیدیم به ربع دوم میدون: حقیقتا شرمندهٔ روی ایشون شدم🥺 تو دلم بارها به دست و پاهاشون بوسه زد
عرضم به حضورتون که رسیدیم به ربعِ سوم میدون: یه ماشینی وایساده بود و شربت میداد بهشون گفتیم :" شربتِ شهادته ؟ گفتن :" نه این شربت تا جانبازی بیشتر نیست "😂🤏🏼 بابام هم چون خیلی مشتاق جانبازی و شهادت بود سریع شربتشو خورد به عکس نرسید🤣🤦‍♀
تورو خدا دعا کنید بشه:/
آلاگراف | Ala Graph
ربع چهارم میدون خیلی دردناک بود ، خیلییی:)🥺💔
این تصویر رو هممون تو تلویزیون و عکس ها دیدیم!!! ولی از نزدیک دیدنش ، واقعا جیگر ادمو به آتیش میکشه😭💔 دلم میخواست تا عمر دارم بشینم جلو این صحنه و هیچکی کاری به کارم نداشته باشه تا بتونم فقط گریه کنم تا یکم این داغ ِبزرگ واسم باور پذیر بشه:)
آلاگراف | Ala Graph
این تصویر رو هممون تو تلویزیون و عکس ها دیدیم!!! ولی از نزدیک دیدنش ، واقعا جیگر ادمو به آتیش میکشه
بچه های یزد میدون امام حسین ،کنار استانداری این صحنه رو درست کردن حتما حتما برید ببینید🥺اینجا چون خیلی دیر وقت بود چراغاشو خاموش کرده بودن 🥲
آلاگراف | Ala Graph
و این‌بار، ۱۹دهمین فصل ، از داستان زندگیم آغاز شد... تولدم مبارک. 🎂🌸
خب‌ب‌ب‌ب مثل اینکه یه سال دیگه هم گذشت🥸🤍 لحظه‌لحظه‌ی ۱۸سالگی رو زندگی کردم؛ با همه‌ی بالا و پایین‌ها، خنده‌ها، اشک‌ها، دلتنگی‌ها و امیدها... امسال برای من، سالِ تجربه‌های تازه بود؛ سالِ دانشگاه، آشنا شدن با آدم‌های جدید، یاد گرفتن چیزهایی که فقط توی کتاب‌ها نبود، و قدم گذاشتن توی دنیایی که هر روز یه درس تازه برام داشت. 📚🌱 گاهی سخت بود، گاهی خسته شدم، گاهی حتی دلم می‌خواست همه‌چیز رو رها کنم... اما ادامه دادم. چون فهمیدم رشد، همیشه قشنگ نیست؛ گاهی از دلِ سخت‌ترین روزها به دست میاد. امسال بیشتر از قبل خودمو شناختم، مستقل‌تر شدم، تجربه‌های جدیدی به دست آوردم، اشتباه کردم، یاد گرفتم و دوباره از نو شروع کردم. یه عالمه خاطره‌ی قشنگ، آدم‌های موندگار و لحظه‌هایی که هیچ‌وقت از یادم نمیره، توی قلبم جا گرفتن...✨ و حالا رسیدم به ۱۹ سالگی... با تجربه ، امید و رؤیاهایی بیشتر از سالِ قبل شاید هنوز همه‌چیز کامل نباشه، اما من به دختری که با وجود تمام ترس‌ها، ناامید نشد و ادامه داد، افتخار می‌کنم. ۱۹سالگی، امیدوارم سالِ آرامش، موفقیت، عشق و برآورده شدن قشنگ‌ترین آرزوهام باشی... و امیدوارم آخر این سال، با لبخند به خودم نگاه کنم و بگم: «باز هم ارزشش را داشت...» تولدت مبارک، دخترِ قویِ قصه...🥺🤍🌷 1405٫4٫15