ـ
«صبح بخیر به آنان که درد را به شعر و تاریکی رو به نور تبدیل میکنند...»✨🌳
ـ
هنوزم دلم میخواد برگردم به اون روزا...
به بوی دفتر مشق و صدای زنگ تفریح، 🛎📔🖇
به نیمکتهایی که رازهای بچگی رو حفظ کرده بودن،🔓📝
به لحظهای که زنگ آخر میخورد و کوله رو پرت میکردیم رو دوش و پرواز میکردیم سمت در مدرسه...🏃♂🕊
به صدای مامان از توی آشپزخونه که میگفت: «اومدی؟»،💕
به اون حسِ شیرینِ بینیازی،
که فقط بچگی میفهمیدش...
دلم عمیقأ میخواد دوباره همه این حس ها رو تجربه کنم اما ....🥺
خوشکلای من واسه اطلاع از
« شرایط تبلیغ بلاگری » کانالمون
پیوی در خدمتم🎀🪄
@Ala2007
«هوای خنک روستا پوست را نوازش میکند، صدای گنجشکها از دل درخت ها داره میاد و ایوون خونه ی عمو جون زیر نور ملایم عصر، آرامش خیلی خاصی داره.»💆🏻♀☁️⛲🌳
شام کنار خانواده، طعم غذا را چند برابر میکند ؛ انگار هر لقمه، مزهی عشق و خاطره دارد.🍜🍽