「هارون برای زندان بانِ
امامکاظم"علیه السلام"
پیغام فرستاد: "زندانیات را بکش!"
دستور را که خواند شروع کرد به لرزیدن!
برای هارون نوشت: "به خدا نمیکشمش!
هر روز میایستم پشتِ درِ زندان
گوش میکنم بلکه، یک بار
به من یا تو نفرین کند،
با این همه اذیت، نمیکند!
میفهمی؟
فقط دعا میکند!」
-السلام علیک یا باب الحوائج...
بعضی حرفا هست که گفتن نداره،برا همین ترجیح میدی همه رو بریزی تو دلت و یه نفس عمیق بکشی و بگی:
مهم نیست !
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
او . . .
نمی داند که من ،
دوست می دارم جنون ِ عشق را
من نمیخواهم که حتی لحظهای
لحظه ای از یادِ او غافل شوم ...
پ.ن : آه ای غمِ خجسته :)
هدایت شده از نوشته های دختر بینهایتی 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
بچه ها میشه برای دوستمون دعا کنید؟
نفری دو تا صلوات به امام کاظم تقدیم کنیم به نیت دوستمون که بلیط قطار پیدا کنه🥺
قراره بره اردوی بینهایت
ٺو آغازِ هر صبحِ منے
صُبحهاٰ از کٌدام گوشهیِآسماٰن"دلَم"
طٌلوعمیکٌنی؟!
کهِمَنهَنوزبیداٰرنَشده
از "حُضورت"سَرمستَم♥