eitaa logo
علویهٔ کاتب.
145 دنبال‌کننده
691 عکس
90 ویدیو
6 فایل
مستِ نجف/دانشجوی مملکت/جان‌فدا/بسی امیدوار/عشق‌کتاب‌وچایی/ادای نویسنده ها رو درمیارم *فن رسمی نادر ابراهیمی *علاقه‌مندم چیزایی که یاد میگیرم رو به اشتراک بذارم🫴🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_prl1lj&b
مشاهده در ایتا
دانلود
Ali Akbar Ghelich [ Mifa-Music.ir ]AliAkbarGhelich-MehreTooba-128.mp3
زمان: حجم: 3.7M
مهر طوبی💚 - چقدر وصف حال خیلی هامونه... مادر/فرزندی
من همیشه از غصه هایم فرار کردم. من حتی از من فرار کردم. اما تو بودی که خودم و غم‌هایم را باهم در آغوش گرفتی. و یک به یک زخمهای روحم را بستی...🩹❤️‍🩹 ای کاش از ما رو برنگردانی. که عاقبت به خیر نشد آن که از او روی برگردان شدی. ما صدساله هم بشویم همان دختربچه/پسر بچه هایی هستیم که بین شلوغی و ازدحام از ترس گم شدن چادر تو را محکم گرفتیم و هرگاه دنیا با قلدری و بی‌رحمی قصد آزار ما را کرد دستمان را محکم‌تر از همیشه میگیری و من مثل دختر بچه ی ترسیده دستم را در دستت قفل میکنم و میان چادرت پنهان می‌شوم. در آخر به قول جناب رحیمیان: زیر چادر تو باشم حالم بهتره...❤️‍🩹
من برای ثواب نیومدم، اومدم پس بدم بدهی‌مو. هرچی دستور بدی رو چشمم، اما یک وقت بهم نگی برو...❤️‍🩹
علی-ع- باید ببیند دیدنِ مردم ندارد سود رها کن این ادا را نوکری شهرت نمی‌خواهد...
ما هر دوتا مشکل گشا هستیم اما...💔
بی تفاوت نشستند، همان اهل دین داریِ بی هزینه...
هدایت شده از غرق در رویا :)
تاریخ می‌گفت علی کفن‌باز می‌کند ؛ هفت‌لایه کفن باز می‌کند تا محبوب‌خویش را نوازش‌کند. و تو اکنون شاهدغریبانه‌ترین عاشقانه‌ی‌ تلخ‌و‌ تنهای‌جهانی. مراسم‌ختم برگزار می‌شود عزاداران می‌آیند و سوگواری در نخلستان است و چاه. عزاداران علی‌اند.‌علی و علی و علی. و تاریخ چه بی‌رحمانه کُشت هربار علی‌هارا. فرجع‌علی. تنها پس ازخاکسپاری به خانه بازگشت و هرچه خواندم در هیچ‌ورقی نبود فرجعوا ، آری، علی تنها بازگشت.
علی-ع- در مزار تو خودش را دفن کرد💔
شام غریبان تو به بلندای تاریخ شد، آنگاه که علی-ع- دو دستش را به هم زد و تراب مزارت را تکاند و آه کشید: اما حزنی فسرمد... اگر گرگ‌ها مزاحم نبودند، با انگشت لرزان روی مزارت می‌نوشت: هذا قبر مظلومة شهیدة فاطمه بنت رسول الله-ص- علی-ع- در مزار تو خودش را دفن کرد...
تا صبح قیامت جا داره از اون شب‌ها و مظلومیت مولا و همسرش بنویسم...
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کل فاطمیه امسال یه طرف این روضه آقای قدیم یه طرف...
علویهٔ کاتب.
شام غریبان تو به بلندای تاریخ شد، آنگاه که علی-ع- دو دستش را به هم زد و تراب مزارت را تکاند و آه کش
امیرالمومنینی که به عمر خود گله نکرده بود، آه کشید و به خاکی که بین او و فاطمه‌اش فاصله انداخته بود نگاه کرد و گفت: تو را زود از من گرفتند... حالا در دنیا هیچ دوست داشتنی ای براش نمانده بود جز یادگاری های فاطمه-س- به آسمان غبارآلود مدینه چشم دوخت و خیلی لطیف و پرغم گفت: از حالا به بعد دیگر تو هم زیبا نیستی...💔 اما همین مزار خاکی هم سهم امیر نیست. هوا دارد روشن می‌شود. باید برود تا گرگ‌های مزاحم سر نرسیده اند... راستی، حسینِ فاطمه زود به زود تشنه می‌شود... برگرد به خانه امیر... برگرد...💔