شام غریبان تو به بلندای تاریخ شد،
آنگاه که علی-ع- دو دستش را به هم زد و تراب مزارت را تکاند و آه کشید:
اما حزنی فسرمد...
اگر گرگها مزاحم نبودند، با انگشت لرزان روی مزارت مینوشت:
هذا قبر مظلومة شهیدة فاطمه بنت رسول الله-ص-
علی-ع- در مزار تو
خودش را دفن کرد...
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کل فاطمیه امسال یه طرف
این روضه آقای قدیم یه طرف...
علویهٔ کاتب.
شام غریبان تو به بلندای تاریخ شد، آنگاه که علی-ع- دو دستش را به هم زد و تراب مزارت را تکاند و آه کش
امیرالمومنینی که به عمر خود گله نکرده بود، آه کشید و به خاکی که بین او و فاطمهاش فاصله انداخته بود نگاه کرد و گفت:
تو را زود از من گرفتند...
حالا در دنیا هیچ دوست داشتنی ای براش نمانده بود جز یادگاری های فاطمه-س-
به آسمان غبارآلود مدینه چشم دوخت و خیلی لطیف و پرغم گفت:
از حالا به بعد دیگر تو هم زیبا نیستی...💔
اما همین مزار خاکی هم سهم امیر نیست. هوا دارد روشن میشود. باید برود تا گرگهای مزاحم سر نرسیده اند...
راستی،
حسینِ فاطمه زود به زود تشنه میشود...
برگرد به خانه امیر... برگرد...💔
علویهٔ کاتب.
ببخشید برا بی نظمی و آشفتگی
اکثرا تشییع شهدا رفتید.
الحمدلله پیکرشون رو گلبارون کردن.
همه السابقون السابقون جلو میرفتن برا تبرک شدن.
حرمت نگه داشتن. الحمدلله الحمدلله.
همه روضه ها رو هم کنار شهدا خوندن و شنیدین.
امروز دوشنبه هم بود
به دلم موند بگم
کاش کاش کاش
جای اجیر کردن تیراندازها
و تیربارون تابوت امام حسن-ع-
زنهای مدینه پیکر پسر ارشد فاطمه-س- رو گلبارون میکردن...
به شما میرسید آقا به شما میرسید...💔