تو صحن غدیر با یه خانم لبنانی همصحبت شدم؛
یکم عربی دست و پا شکسته حرف زدم و ایشونم یکم فارسی بلد بودن.
اهل جنوب لبنان بود.
فیلم خونهشون رو نشونم داد. خونه ای که از شدت تخریب دیگه نمیشد اسمش رو گذاشت خونه؛
تو ذهنم داشتم جمله بندی میکردم که اظهار همدردی کنم که گفتن الحمدلله...
و غبطه خوردم که چه ایمان و صبری دارن این لبنانی ها...
چقدر نسبت به ایران حس خوب و نزدیک بودن داشت. و چقدر من حس کردم صدساله میشناسمشون.
آخر سر به عنوان یادگاری این عکس رو دادم بهشون و خیلی خوشحال شد و چند بار پرسید برای خودمه؟
وقتی گفتم بله، به عربی کلی اظهار محبت کرد و گذاشت پشت قاب شفاف گوشیش و حالا یک قطعه یادگاری از من به لبنان میره(:
201.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قطره ای از دریای وسیع جملات کلیدی حضرت آقای شهید...
- اسکرین بگیرید ببینید چی میفته براتون
هدایت شده از حیران!
من بعد از تشییع رهبری و این حجم از غمی که بهم تحمیل شده فقط باید برم تراپی.. اونم پیش اولین روانشناس عالم امکان_حضرت امیر_نجفِ اشرف؛
زهرای ۱۴ ماهه رو با آقا در یک مزار خاک کردن...
چقدر همه چیز این خانواده روضه است...💔