مُرده آن نیست که در قبر بخوابانندش
مُرده ماییم که با اینهمه غم جان داریم .
نوشته بود:
هرکاری کردم هم فایده نداشت؛
هیچی نمی تونست حالمو خوب کنه
انگار با گذر زمان فقط بدتر و بدتر و بدتر میشد :)))
حالش را میدیدم اما نمیتوانستم کاری کنم و این دردناک ترین بخش خواهر بودن بود
دیدن اینکه برادرت جلوی چشمانت آب شود
وقتی پست میزاری و یهو با دهم مرداد رو به رو میشی حق داشتم نخوابم
امروز دقیقا حدود یکسالو پنج ماه پیش تا شش صبح باهات حرف میزدم
ماهگردمون مبارک عزیز از دست رفته
اون کسی که همیشه میتونه ادا کنه دوسم داشته بابامه که چهار صبح بخاطرم میره سرکار تا هفت شب
برای اینکه از چشم بیوفتی نیازی نیست کاری کنی یک خطا و بی اعتمادی منو هزار کیلومتر ازت دور میکنه