دیگه زنگ تفریح نداریم.دیگه نمیتونیم بریم نمازخونه. از اونور کلاس هنر نمیتونم ریحانه رو اذیت کنم وسط کلاس ریاضیش. نمیتونیم وسط حیاط پهن بشیم. من و نارگل نمیتونیم برای یه تیکه خوراکی همو تیکه پاره کنیم. نمیتونیم تخته شاسی نگار رو ازش قرض بگیریم.نمیتونیم پیتزا و غذاهای ریحانه رو تو مدرسه بخوریم. نمیتونیم زیر بارون قهقهه بزنیم و عمو زنجیرباف بازی کنیم.من و کاظم جلسه شورا نداریم.من و نگار جلسه نداریم. نمیتونیم قاچاقی گوشی ببریم.من و نارگل نمیتونیم تو راهرو مثل اسب بدوییم.نمیتونیم سر کلاس ادبیات بخوابیم.نمیتونیم تو راهرو سالن مُد راه بندازیم.نمیتونیم بریم تو دستشویی موهامونو درست کنیم و بلندبلند بخندیم.نمیتونیم سر کلاسا قاچاقی غذا بخوریم. نمیتونیم ادای معلمارو دربیاریم.نمیتونیم با مبینا ریزریز بقیه رو مسخره کنیم. نمیتونیم بریم تو دستشویی و مومنت هامونو برای هم بگیم.نمیتونیم من و نگار بریم رو تخته زبان بنویسیم کولر و یزید و مامی.
چقد دلمون برای همه اینا تنگ میشه:)))
آل اســــــــــتـــــــــار
دیگه زنگ تفریح نداریم.دیگه نمیتونیم بریم نمازخونه. از اونور کلاس هنر نمیتونم ریحانه رو اذیت کنم وسط
دیگه نمیتونیم با کاظم سرکلاسا راجب کوچکترین و زشت ترین اتفاقات زندگیمون حرف بزنیم. دیگه نمیتونیم با فاطی کلی غیبت کنیم.نمیتونیم کلی جرعت حقیقت پر چالش رو تجربه کنیم.نمیتونیم با بچه ها سر کوتاه ترین تایمای استراحت اونو بازی کنیم. نمیتونیم با معلما کلی صحبت کنیم. سرکلاس معلما بشینیم. نمیتونیم با فاطمه تو حیاط یواشکی ایرپاد بزاریم و بریم تو فاز. نمیتونیم با مبینا صحبتای ریز ریز کنیم و بخندیم. نمیتونیم با ریحانه گریه کنیم و دو دیقه بعد مسخره بازی دربیاریم. نمیتونیم با نارگل و کاظم اون همههه لحظات خنده دار و قشنگ تو سرویس تجربه کنیم.حتی نمیتونیم صبح از سرما همو بغل کنیم. نمیتونیم با تموم شدن زنگ تفریح کلی غر بزنیم. نمیتونیم سویشرتامونو عوض کنیم.نمیتونیم با ذوق راجب خوراکی هامون بگیم.نمیتونیم از خنده پخش زمین بشیم.
نمیتونیم..دیگه نمیتونیم:))))
و کلی نمیتونیم های دیگه....
نماشا انقد باگ نخوررر؛ بخدا نمیتونم سانسور شده از آپارات سریال ببینم😭😭😭😭