eitaa logo
الله‌ـیـسـم
188 دنبال‌کننده
95 عکس
36 ویدیو
3 فایل
انسان متکامل هیچ برچسبی جز خداپرستی ندارد و هیچ"ایسم"‌ـی را به جز الله‌ـیسم نمی پذیرد ✍️علامه مصباح یزدی Admin:@Allahist
مشاهده در ایتا
دانلود
الله‌ـیـسـم
🖼#لوح|غیر مهذبها، پرضررترین افراد برای اسلام! (معنای ساده تهذیب و مهذب در این پیام) ✍️امام خمینی(ره)
آقا من یه چیزی رو بگم: شاید بعضی ها از قبل ندونن... و این اصلا اشکالی نداره... توی این قرن ۲۱ شاید کمتر کلمه «تهذیب» به گوشتون خورده باشه🤷‍♂️ تهذیب یعنی خودسازی یا مقابله با نفس یعنی ما در برابر خواسته های نفسانی مون وایسیم و خودمون رو به انسان کامل نزدیک تر کنیم🚶‍♂️ به آدمی که تهذیب کرده باشه مُهَذَّب و به کسی که تهذیب نکرده باشه غیر مُهَذَّب گفته میشه. (البته خواسته های نفسانی در مرحلا اول کارهای حرامه ولی خب اگر پیشرفت کنید به جاهای دیگه هم میرسید...) این میشه معنای خلاصه و خیلی ساده سازی شده تهذیب. پ.ن:آقا اینو نظر تخصصی حساب نکنیدا😀 من که عالم نیستم... فقط اونقدری که میدونستم گفتم... @Allahism
حواستون بود؟! یه جمعه دیگه هم گذشت... و ما یک جمعه رو سیاه تر... ... 📚الله‌ـیسم|نوجَوانـےبِه‌سَبـکِ‌اِنسان‌مُتَکامِل
الله‌ـیـسـم
حواستون بود؟! یه جمعه دیگه هم گذشت... و ما یک جمعه رو سیاه تر... #و_هذا_یوم_الجمعه... 📚الله‌ـیسم|نو
از این به بعد... جمعه ها با مولا عهد می بندیم... تا فراموش نکنیم؛ سرباز که هستیم... امید که فرزندان صالحی برای پدر باشیم... @Allahism
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖|مسیر خارج از نقشه ✍️نویسنده:مجید ملا محمدی 📑ناشر:مهرستان یه رمان جذاب و باحال که شما رو از سفر اربعین میبره به دل وقایع سال ۶۱ هجری👌 به شدت جذاب و جالب... 🔖بخشی از کتاب: -«سیدی مجید؟» با هول و ولا جواب دادم: «بله... خودم هستم... انا سیدی مجید» از روی اسب خم شد و دستش را بیشتر دراز کرد و به لهجه‌ای غلیظ، اما فارسی گفت: «پشت سر من سوار شو» -چی؟! پشت سر شما روی این اسب؟ به اطراف چشم چرخاندم. کسی آنجا نبود. آن پلیس هم انگار غیبش زده بود. حسابی جاخورده بودم. فرودگاه و اسب؟! آخر آن اسب و آن سوار را با آن شکل و شمایل عجیب، چه ّ جوری به آن محوطه راه داده بودند؟! - عجله کن، تعجیل سیدی! مرد اسب‌سوار، مغناطیس گیرایی داشت که خیلی زود من را بی‌اختیار به سمت خود کشاند. جلو رفتم و خیره‌خیره نگاهش کردم. مهربان می‌خندید؛ اما خسته به نظر می‌آمد. به‌خاطر گرمای بیابان هوا خیس عرق بودم. بی‌حال گفتم:«به گمانم شما فارسی متوجه می‌شوید! من مهمان آقایی به اسم کرار هستم. بچۀ محلۀ هندیه نجف است. با هم قرار داشتیم که ...» - دستت را به من بده و پشت سرم سوار شو. دوستانم به کرار خبر می‌دهند»... 📚الله‌ـیسم|نوجَوانـےبِه‌سَبـکِ‌اِنسان‌مُتَکامِل
یه سلام به رفقایی که تازه اومدن👋 سنجاق شده ها رو دریابید👆 📚الله‌ـیسم|نوجَوانـےبِه‌سَبـکِ‌اِنسان‌مُتَکامِل
922.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صرفا جهت هدر دادن وقت ارشمند شما @Allahism