Amir Empire
من اگر تقلا کنم برای صعود، قطعا کسایی هستن که من رو میگیرن و نمیزارن برم بالا
🗣: نه ببین داداش مشکل از جامعه ماست که اینکارارو بد میدونه وگرنه این کارا که بد نیست
داستان سقوطم رو نمیدونم.(یادم نمیاد)
شاید دبستان امام حسن مجتبی باعثش بود، شاید هم اون طبقه دوم خالی توی یکی از کوچه های خیابون هفتم تیر.
Amir Empire
داستان سقوطم رو نمیدونم.(یادم نمیاد) شاید دبستان امام حسن مجتبی باعثش بود، شاید هم اون طبقه دوم خال
شاید شروعش دبستان امام حسن مجتبی بود.
ولی قطعا مهم ترین ادامه دهندش مدرسه زرگری بود.
دیگه نمیخوام، من نمیخوام به خاطر این لذت ها اون چیزی که میخوام باشم رو نابود کنم.
خیلی هامون همینیم.
چیزایی که واقعا بد هستن برامون عادی شده.
نباید قبح خیلی چیز ها میریخت.
من میتونم بهونه بیارم که نمیدونستم فلان کار اشتباهه؟
بعضیاتون که از من و شرایط زندگیم خبر دارید قطعا میدونید که من نمیتونم همچین بهونهای بیارم.
من میفهمیدم، برخلاف خیلیا دلیل بد بودنش رو هم میدونستم نه فقط به خاطر توصیه های بقیه.
اما به سادگی وا دادم.
اما به قول یکی: بس.
دیگه بسه.
نمیخوام دیگه بیشتر از این سقوط کنم.
دیگه نمیخوام خودمو با حرف های وجدانهای دود زده گول بزنم. بهونه هاشون باشه برای خودشون.
روز ها دارن میگذرن و تبدیل به ماه میشن، و ماه ها هم تبدیل به سال میشن.
من معلوم نیست چه زمانی قراره بمیرم، وقتم همینجوری داره میگذره.