خیلی هامون همینیم.
چیزایی که واقعا بد هستن برامون عادی شده.
نباید قبح خیلی چیز ها میریخت.
من میتونم بهونه بیارم که نمیدونستم فلان کار اشتباهه؟
بعضیاتون که از من و شرایط زندگیم خبر دارید قطعا میدونید که من نمیتونم همچین بهونهای بیارم.
من میفهمیدم، برخلاف خیلیا دلیل بد بودنش رو هم میدونستم نه فقط به خاطر توصیه های بقیه.
اما به سادگی وا دادم.
اما به قول یکی: بس.
دیگه بسه.
نمیخوام دیگه بیشتر از این سقوط کنم.
دیگه نمیخوام خودمو با حرف های وجدانهای دود زده گول بزنم. بهونه هاشون باشه برای خودشون.
روز ها دارن میگذرن و تبدیل به ماه میشن، و ماه ها هم تبدیل به سال میشن.
من معلوم نیست چه زمانی قراره بمیرم، وقتم همینجوری داره میگذره.
از ادمین ها، رفقای عزیزم خواهش میکنم از چت کردن بیمورد پرهیز کنید
من هشدار رو بهتون دادم اگه بعدا عزل شدید ناراحت نباشید
اگر توی چنل گردیهاتون محتوای جالبی دیدید که واقعا طنز،عجیب، زیبا یا... بود بفرستید اینجا، همین.