«خدا بر دلها و شنواییشان مُهر نهاده و بر چشمانشان پردهای است و آن ها را عذابی بزرگ است.»
بقره، آیه ۷
میخوام مدتی چنل برگرده به «هرچی دلم میخواد میگم اگه کسی دوست نداشت لف بده»
حرف های این پایین رو نمیزنم که شما بخونید، دارم محتویات ذهنم رو مرتب میکنم. اگه حوصله ندارید رد کنید بره
چند روز پیش بابام داشت نصیحتم میکرد، بهم میگفتش که:«خودتو درگیر عیب های دیگران نکن، با خودت بگو اگه فلانی یک عیب داره، من هزار تا عیب دارم.»
Amir Empire
چند روز پیش بابام داشت نصیحتم میکرد، بهم میگفتش که:«خودتو درگیر عیب های دیگران نکن، با خودت بگو اگه
جدا از اینکه چقدر حرف ایشون حق بود،
از کجا میدونست من درگیر این مشکل هستم؟
اصلا اینا رو ولش.
جمعه قراره چه خاکی بر سرم بشه.
تصور اینکه مدرسه خاص قبول نشم باعث میشه دلم بخواد از پشتبام خونمون استفاده نامشروع بکنم.
اصلا حتی اگه قبول شم هم مشکلات زیاد دارم.
اول از همه با توجه به تغییراتی که در زندگیم پیش میاد، مجبورم بعضی از دوستای مجازیم رو کنار بگذارم.(دلیلش فشار درس نیست.)
دوم هم آیا من فشار مدرسه تیزهوشان رو میتونم تحمل کنم؟
من هیچوقت آدم درسخونی نبودم، همیشه نمراتم خوب بود به خاطر اینکه سر کلاس یاد میگرفتم، ولی خب درس های دبیرستان این شکلی نیست.