«خدا بر دلها و شنواییشان مُهر نهاده و بر چشمانشان پردهای است و آن ها را عذابی بزرگ است.»
بقره، آیه ۷
میخوام مدتی چنل برگرده به «هرچی دلم میخواد میگم اگه کسی دوست نداشت لف بده»
حرف های این پایین رو نمیزنم که شما بخونید، دارم محتویات ذهنم رو مرتب میکنم. اگه حوصله ندارید رد کنید بره
چند روز پیش بابام داشت نصیحتم میکرد، بهم میگفتش که:«خودتو درگیر عیب های دیگران نکن، با خودت بگو اگه فلانی یک عیب داره، من هزار تا عیب دارم.»
Amir Empire
چند روز پیش بابام داشت نصیحتم میکرد، بهم میگفتش که:«خودتو درگیر عیب های دیگران نکن، با خودت بگو اگه
جدا از اینکه چقدر حرف ایشون حق بود،
از کجا میدونست من درگیر این مشکل هستم؟
اصلا اینا رو ولش.
جمعه قراره چه خاکی بر سرم بشه.
تصور اینکه مدرسه خاص قبول نشم باعث میشه دلم بخواد از پشتبام خونمون استفاده نامشروع بکنم.
اصلا حتی اگه قبول شم هم مشکلات زیاد دارم.
اول از همه با توجه به تغییراتی که در زندگیم پیش میاد، مجبورم بعضی از دوستای مجازیم رو کنار بگذارم.(دلیلش فشار درس نیست.)
دوم هم آیا من فشار مدرسه تیزهوشان رو میتونم تحمل کنم؟
من هیچوقت آدم درسخونی نبودم، همیشه نمراتم خوب بود به خاطر اینکه سر کلاس یاد میگرفتم، ولی خب درس های دبیرستان این شکلی نیست.
Amir Empire
اصلا حتی اگه قبول شم هم مشکلات زیاد دارم. اول از همه با توجه به تغییراتی که در زندگیم پیش میاد، مجبو
و البته منظورم از درسخونی، سه ساعت درس خوندن روز قبل امتحان ترم نیست.
منظورم اینه که هرروز که از مدرسه میای حداقل ۲ ساعت زمان بزاری برای مرور و تثبیت چیز هایی که اون روز یاد گرفتی.
نمیدونم که من میتونم همچین کاری بکنم یا نه.
ولی تصور کردن اون روز هایی که،
مدرسه دلخواهمو قبول شدم.
دانشگاه دلخواهمو قبول شدم.
با معدل خوب فارغالتحصیل شدم.
و شغلی که مد نظرم بود رو بدست اوردم.
باعث میشه برای زنده موندن امید پیدا کنم.
باید رقیب هامو ترور کنم
اونایی که میتونن جامو بگیرن رو باید مسموم کنم
خوشبیان جان خیالت راحت با تو کاری ندارم😂