Amir Empire
🤓
اونقدام خنده دار نیست.
ولی خب من منتظر یه چیز بیمزه تر بودم و دیدن متن زیرش باعث شد غافلگیر بشم.
https://eitaa.com/AmirModd/6460
اینجوری که میگی خواص سختی میکشن از بس حرص میخورن
-
آره درست میگی.
خواص به خاطر دید وسیعشون به مسائل اجتماعی و سیاسی بیشتر ناراحتی رو تجربه میکنن. به خاطر فهم بالاشون هم روز قیامت سنگینتر بازخواست میشن.
هنوزم نمیدونم دوست دارم کدوم باشم، خواص درسته شاید از لحاظ روحی خیلی اذیت بشن و بازخواست سنگین تری در انتظارشون باشه. ولی خب به خاطر دید رو به بالایی که به جامعه دارن راحت تر میتونن روی مردم تاثیر بزارن، و عموماً پر ایده هستن و اگه شرایط و شانس خوبی داشته باشن به جاهای خیلی خوبی میرسن.
اینارو ولش کنید.
سعی کنید قبل وجود جهان رو تصور کنید. یعنی «هیچ چیز» رو
احتمالا یه چیز سیاه تصور میکنید.
ولی در اون چیزی که دارید تصور میکنید قطعا زمان و فضا وجود داره و این هیچ چیز حساب نمیشه.
اینم ول کنید.
فرض کنید هیچ فضا و زمانی وجود نداره و فقط ما یه ذات ازلی(خدا) داریم.
اون موقع هم باز ۲+۲=۴؟
یعنی ریاضیات مستقل از جهان مادی هستن؟
Amir Empire
اینم ول کنید. فرض کنید هیچ فضا و زمانی وجود نداره و فقط ما یه ذات ازلی(خدا) داریم. اون موقع هم باز ۲
اگه جواب آره باشه پس خدا حتما طبق ریاضیات جهان خلق میکنه؟
یا شاید هم ریاضیات جزوی از ذات خدا هستن؟
نمیدونم، واقعا نمیدونم.
https://eitaa.com/AmirModd/7089
این چه حرفیه، نفرمایید. چنل خودتونه🤡
-
آره میدونم، ولی خب بلاخره شاید وقتی اینارو میخونید احساس میکنید وقتتون داره تلف میشه، شایدم فکر کنید سوال های خیلی بنیادین و خفنی دارین میخونین.
هر دو دسته وجود دارن.
«بابا میدونی مشکلم چیه؟ بعضیا هستن که ازشون توقع دارم، فکر میکنم چیزی حالیشونه، اما وقتی که از سر جهالت یه اشتباه کوچیک میکنن...» درحالی که داشتم دنبال واژگان مناسب میگشتم پدرم با خنده گفت:«کلا از دایره تشیع خارجشون میکنی؟» روی سنگ یخ اوپن جابهجا شدم، سفتی سنگ استخوان های پایم را آزار میداد. با لبخند جواب دادم:«آره دقیقاً، خب الان باید چکار کنم؟ میدونم کارم اشتباهه اما چجوری از دستش خلاص بشم؟»
پدرم نشسته بود روی صندلی و داشت خرده نان های روی میز نهارخوری را جمع میکرد، سرش را بالا آورد.«تو این دنیا نباید از کسی توقع داشته باشی و باید فکر کنی هم از تو توقع دارن، تو راه خودت رو برو. آدمی که واقعاً عقل داشته باشه از این تفاوت ها حرص نمیخوره، براش نشونه از عظمت خداونده.» با دقت داشتم گوش میدادم.«اگر هم نگران سرنوشت دوستاتی نگران نباش، خدا عادله، تربیت بد و یا عقل کم رو در نظر میگیره.» تا حالا از پدرم حرف غلط نشنیده بودم، انصافاً هرچیزی که میگفت، بعداً به درست بودنش پی میبردم. سری تکان دادم و به سمت تختخواب رفتم، واژه های پررنگی توی ذهنم چرخ میخورد. کمال، عقل، جهل، تربیت، خانواده.
-بر اساس واقعیت با اندکی تغییر