فکر نمیکردم یه روز برسم به جایی که بخوام این ترم رو ترک تحصیل کنم... ولی انگار چارهای نیست.
(ولی دیگه داریم به زور ادامه میدیم) این ترم اونطور که باید درس نخوندم، نه چون نخواستم، چون واقعاً شرایط اجازه نداد. نمرههام هم اون چیزی نشد که همیشه از خودم انتظار داشتم. هنوزم ناراحتم از اینکه همهچی اینقدر به هم ریخت و این ترم، با همه امیدی که براش داشتم، اونطور که باید پیش نرفت. بعضی وقتا زندگی یه جوری پیش میره که هرچقدر هم تلاش کنی، باز همهچی از دستت در میره... و قبول کردنش واقعاً سخته.
حقیقتا هرچی هشتگ اخرین دیدار رو میبینم بیشتر به اشتباه بودنش پی میبرم.
این آخرین دیدار نیست باور کنین!
من از مفهوم حضور و شلوغ شدن و جمعیت اربعینی و... دور نیستم ولی معتقدم حضرت آقا وقتی به شهادت رسیدند مختص تابوت نیستند،مختص مصلی نیستند،فقط برای مردمی که میرن و چشمشون به تابوت میوفته نیستن،معتقدم حواسشون به اونیکه با دلِ شکسته نشسته گوشه خونه و از تلویزیون نگاه میکنه بیشتر نباشه،کمتر نیست.
خلاصه که آقا با شهادتشون اتفاقا همیشگی و دیدار های همیشگی برای ما رقم زدن!
_التماس دعا
میگفت:سخت ترین بخش خودشناسی رو به رو شدن با زخم هاییه که نقشی در به وجود اومدنشون نداشتی،اما مسئولیت ترمیم کردنشون باتوعه🌱
کربلایی ها و عراقیا مزد چندین سال خدمت به زوار ابی عبدالله رو گرفتن...
۱۴ ساعت آواره خیابان ها شدن...
قدر رهبری که خیلی از ماها ندونستیم و دونستن و ساعت ها باهاشون همراه بودن...