eitaa logo
تقاطع تحلیل
273 دنبال‌کننده
77 عکس
1 ویدیو
0 فایل
جنگ ، خبر ، تحلیل ابراهیم عباسپور @Abbaspour021 بله https://ble.ir/AnalysisIntersection ایتا https://eitaa.com/AnalysisIntersection روبیکا https://rubika.ir/AnalysisIntersection تلگرام https://t.me/AnalysisIntersection و اینستاگرام
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 چرا شکستن محاصره دریایی برای ایران حکم مرگ و زندگی دارد؟ ایران از منظر راهبردی باید بتواند هرگونه محاصره یا انسداد دریایی را بشکند، چون این نوع فشار فقط یک مسئله نظامی نیست؛ یک «اهرم خفه‌سازی اقتصادی، انرژی و بازدارندگی» است که اگر تثبیت شود، به‌سرعت هزینه‌های ملی، منطقه‌ای و حتی جهانی برای ایران ایجاد می‌کند. 🔴 ۱. حفظ شریان انرژی و تجارت ایران برای ایران که صادرات نفت ستون فقرات اقتصادش است، محاصره به معنای قطع شریان حیاتی درآمد ارزی و توقف عملاً تمام پروژه‌های عمرانی و تأمین کالاهای اساسی است. نتیجه این وضعیت: کاهش ارزش پول، تورم افسارگسیخته و هزینه‌های ملی سنگین. 🔴 ۲. مقاومت داخلی در برابر تأثیرات جنگ محاصره باعث کاهش تاب‌آوری داخلی ایران و شروع اعتراضات می‌شود 🔴 ۳. جلوگیری از بی‌اثر شدن تسلط ایران بر تنگه هرمز هرگونه تثبیت الگوی «محاصره موفق» توسط آمریکا، معادله بازدارندگی در خلیج‌فارس را به نفع واشنگتن تغییر خواهد داد. ایران در مقابل، نظم جدید هرمز را باهدف «مدیریت راهبردی» تنگه طراحی کرده است. 🔴 ۴. ایجاد هزینه برای آمریکا و جلوگیری از تثبیت «هزینه سازی» شکستن محاصره فقط باز کردن یک مسیر نیست؛ یعنی نشان‌دادن اینکه انسداد، ابزار کم‌هزینه‌ای علیه ایران نیست. اگر محاصره بدون پاسخ مؤثر بماند، طرف مقابل می‌فهمد که با فشار دریایی می‌تواند امتیاز سیاسی بگیرد. راهبُرد ایران «جهانی کردن هزینه‌های جنگ» از طریق افزایش قیمت نفت است. 🔴 ۵. جلوگیری از تبدیل بحران تاکتیکی به نظم جدید علیه ایران اگر انسداد تداوم یابد، ممکن است به رویه دائمیِ محدودیت عبور، کنترل بیشتر کشتی‌ها و فشار ثانویه تبدیل شود و عملاً «نظم جدید دریایی» به ضرر ایران شکل بگیرد. ✏️ تحلیل: محاصره دریایی برای ایران فقط یک تهدید اقتصادی نیست؛ بمب ساعتی فروپاشی داخلی، نابودی بازدارندگی و حذف از معادلات قدرت در خلیج‌فارس است. تداوم وضع موجود، ایران را به سمتی می‌برد که دیگر «تنگه هرمز» برایش یک مزیت راهبردی نخواهد بود، بلکه نقطه‌ضعف و اهرم فشار دائم دشمن خواهد شد. 📝ابراهیم عباسپور 📚 منابع: - Korea JoongAng Daily - News on AIR - Tabnak - Middle East Monitor - Al-Monitor کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
🇮🇷🇺🇲 پنج سناریوی ایران برای شکستن حلقه محاصره؛ از ناوگان سایه تا درگیری منطقه‌ای ادامه تحلیل قبلی... 🔴 ۱. دورزدن از مسیر زمینی و سایه (در حال اجرا) توسعه مسیرهای جایگزین: کریدور شمال - جنوب، خطوط لوله زمینی، دریای خزر با روسیه، قزاقستان و ترکمنستان، مسیر زمینی از پاکستان و ترکیه، ناوگان سایه نفتی با چین. این سناریو جایگزین کامل صادرات دریایی نیست. 🔴 ۲. سناریوی دیپلماتیک - فنی توافق برای بازگشایی مسیر و کاهش تنش. باتوجه‌به تحلیل‌ها و تضاد شدید منافع با احتمال زیاد این سناریو در آینده نزدیک به شکست منجر خواهد شد. 🔴 ۳. سناریوی نمایش قدرت محدود عبور کنترل‌شده کاروانی، اسکورت، یا عملیات بازدارنده محدود برای کاهش ریسک. هدف: نشان‌دادن اینکه انسداد کامل پایدار نیست، بدون ورود فوری به جنگ گسترده. 🔴 ۴. سناریوی جنگ فرسایشی دریایی افزایش تهدید متقابل، توقیف یا ایجاد اختلال در کشتیرانی، حملات نامتقارن و بالارفتن هزینه بیمه. ابزارهای این سناریو: بستن تنگه باب‌المندب + اختلال در مسیرهای نفت + محاصره بندر فجیره امارات. این سناریو معمولاً به بحران انرژی و فشار بین‌المللی شدید منتهی می‌شود. 🔴 ۵. سناریوی جهش به درگیری منطقه‌ای اگر انسداد سخت و طولانی شود، احتمال پاسخ مستقیم‌تر نظامی و درگیری چند جبهه‌ای بالا می‌رود. گسترش حوزه نفوذ عملیاتی به دریای عمان یا اقیانوس هند برای ایجاد «تهدیدِ متقارن» علیه منافع دریایی کشور محاصره‌کننده. ✏️تحلیل: ایران «باید» محاصره را بشکند اما «زمان» و «ابزار» کافی برای شکستن کامل بدون هزینه‌های سنگین ندارد. به همین دلیل، تهران به‌جای «شکستن»، راهبُرد «مدیریت راهبردی» (نظم جدید هرمز) را در پیش گرفته است: نه پذیرش محاصره، نه جنگ تمام‌عیار، بلکه بازتعریف قواعد بازی از طریق ابزارهای نامتقارن و اخلال‌های کوچک اما هزینه‌ساز برای طرف مقابل. ایران تاکنون محاصره را «تحمل» و «فرسایشی» کرده و هزینه آن را از طریق فشار بر قیمت نفت و تهدید باب‌المندب به جهان و آمریکا منتقل نموده است. اما این بازی فرسایشی، خود یک بمب ساعتی برای اقتصاد و ثبات داخلی ایران است. نتیجه: ایران چاره‌ای جز شکستن واقعی محاصره ندارد. 📝ابراهیم عباسپور 📚منابع: World Ports / Reuters - PBS / AP - gCaptain - Tehran Times New Age BD / AFP کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
روایت ناتمام آتش بس جنگ ۱۲ روزه یک سال از پایان جنگ ۱۲ روزه می‌گذرد، اما همچنان پرسش‌های زیادی درباره چگونگی شکل‌گیری آتش‌بس و نقش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بی‌پاسخ مانده است. آنچه در ادامه می‌خوانید بازسازی یک سناریوی تحلیلی بر اساس گزارش‌های منتشرشده است؛ نه روایت قطعی وقایع. 1️⃣ پایان هفته اول جنگ: پیشنهاد صلح مسکو در روز هفتم درگیری‌ها، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، طی سخنرانی از پیش ضبط‌شده‌ای اعلام کرد: «ما یک ابتکار صلح جامع برای پایان‌دادن به خونریزی داریم. از همه طرف‌های درگیر دعوت می‌شود به مسکو بیایند.» 2️⃣ سفر دیپلمات‌ها به مسکو تنها ۲۴ ساعت بعد، پروازهای ویژه نمایندگان سه کشور راهی مسکو شد: هیئت ایرانی به رهبری علی باقری کنی، هیئت قطری به سرپرستی شیخ محمد ابن عبدالرحمن آل ثانی، و نمایندگان آمریکا که از طریق آنکارا وارد مسکو شدند. 3️⃣ ضربه چکش نیمه‌شب: حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران چهار فروند بمب‌افکن راهبُردی B-۵۲ آمریکا، تأسیسات فردو و نطنز را هدف حملات دقیق قرار دادند. دولت آمریکا این اقدام را «پاسخ به تهدید قریب‌الوقوع هسته‌ای» و «محدود و غیرشیمیایی» توصیف کرد. 4️⃣ تشدید دوم: ایران، قطر را زد در یک چرخش غیرمنتظره، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی عملیاتی ترکیبی (سایبری‑موشکی)، تأسیسات نظامی دوحه را هدف قرارداد. به گفته برخی گزارش‌های ناتو، علت این اقدام «تأمین مسیر پرواز یا پشتیبانی لجستیک قطر از عملیات آمریکا» عنوان شده است. 5️⃣ آتش‌بس ساعات پایانی جنگ با مداخله مستقیم چین و ترکیه شکل گرفت. در نهایت ایران، آمریکا و قطر با میانجیگری روسیه پای میز صلح نشستند. ✏️تحلیل: دو سناریوی قابل‌استخراج از وقایع 🔴الف) سناریوی اول، فشار برای آتش‌بس: آمریکا با حمله‌ای محدود به تأسیسات هسته‌ای، هم نمایش قدرت داد و هم موقعیت مذاکره‌ای خود را تقویت کرد. ایران نیز با پاسخی کنترل‌شده نشان داد توان هزینه‌سازی دارد؛ اما قصد گسترش جنگ را ندارد. در نتیجه دو طرف به سمت آتش‌بس سوق داده شدند. 🔴ب) سناریوی دوم، تشدید کنترل‌شده: بر اساس این فرضیه، برخی اقدامات نظامی از پیش در چارچوب مذاکرات غیرعلنی طراحی شده بود تا هر بازیگر بدون ازدست‌دادن اعتبار، وارد فرایند صلح شود. طبق این سناریو، باتوجه‌به حضور قطر در مذاکرات، حملات آمریکا به ایران و حمله ایران به قطر به طور مخفیانه در مسکو هماهنگ شده بود. (تاکنون هیچ مدرک عمومی و مستقلی این فرضیه را تأیید نکرده است.) 📌 سخن پایانی آتش‌بس اگرچه به درگیری نظامی پایان داد، اما هرگز به صلح پایدار منجر نشد. هم‌زمان با مذاکرات به‌اصطلاح مثبت، فشارهای اقتصادی، جنگ سایبری، عملیات اطلاعاتی و تلاش برای تضعیف ایران ادامه یافت. در نهایت اعتراضات اقتصادی به اغتشاشات داخلی انجامید، رهبر ایران و شماری از مقامات و مردم عادی ترور شدند، زیرساخت‌ها تخریب و ایران به محاصره درآمد. آتش‌بس دوازده‌روزه پایان درگیری نبود؛ تنها نقطه عطفی بود برای انتقال جنگ به ابعاد دیگر. 📝ابراهیم عباسپور 📚 منابع خبرگزاری تاس، ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵ – رویترز، ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ – بیانیه رسمی پنتاگون، ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ – تصاویر ماهواره‌ای شرکت Planet Labs – تحلیل مؤسسه جینز دیفنس و یادداشت محرمانه وزارت دفاع ترکیه (درز کرده به رویترز)، ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
توافق ایران و آمریکا؛ دلایل نیاز متقابل به کاهش تنش 🔴 1- دلایل نیاز آمریکا به توافق 🔹 فشارهای داخلی ناشی از تورم، قیمت انرژی و فضای انتخاباتی 🔹 فرسایش توان مدیریت هم‌زمان چند بحران جهانی (اوکراین–روسیه و خاورمیانه) 🔹 خطر گسترش درگیری منطقه‌ای و شوک به بازار جهانی انرژی 🔹 افزایش هزینه‌های نظامی و امنیتی در خاورمیانه 🔹 فشار بر متحدان آمریکا برای همراهی در بحران‌های منطقه‌ای 🔹 اختلال در زنجیره تأمین و مسیرهای حمل‌ونقل بین‌المللی 🔹 کمبود نسبی ذخایر راهبردی نفت و حساسیت نسبت به امنیت انرژی 🔴 2- دلایل نیاز ایران به توافق 🔸 جلوگیری از حملات گسترده‌تر به زیرساخت‌های حیاتی 🔸 کاهش فشار اقتصادی و تثبیت حداقل‌های مالی برای افزایش تاب‌آوری در بحران جهانی پیش‌رو (به‌ویژه نفت و دسترسی ارزی) 🔸 جلوگیری از فرسایش تدریجی بازدارندگی؛ یعنی کاهش آهسته توان اثرگذاری در معادلات منطقه‌ای 🔸 تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی در شبکه ترانزیتی منطقه‌ای (شمال–جنوب و شرق–غرب) و افزایش نقش در تجارت اوراسیا 🔸 آمادگی برای مدیریت سناریوهای احتمالی جنگ آینده 📝ابراهیم عباسپور 📚 منابع Reuters | Council on Foreign Relations (CFR) | The Guardian | Axios | Chatham House کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
🇮🇷ایران پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل؛ قدرت منطقه‌ای غیرقابل حذف ✅ائتلاف آمریکا و اسرائیل با هدف براندازی، تغییر رفتار راهبردی و تضعیف ایران، حملات گسترده‌ای را آغاز کرد. با وجود ترور رهبر ایران، خسارت‌های سنگین نظامی، انسانی و اقتصادی و تخریب بخشی از زیرساخت‌ها، هدف اصلی یعنی فروپاشی ساختار حکمرانی ایران محقق نشد. ✅ایران با انتقال سریع قدرت، بازنگری در دکترین بازدارندگی و حفظ توان پاسخ‌گویی به اسرائیل و منافع آمریکا، جایگاه خود را حفظ کرد. همچنین با تقویت موقعیت خود در خلیج فارس و بهره‌گیری از اهرم‌های ژئوپلیتیکی، وارد مرحله بازسازی راهبردی شد و در عرصه دیپلماسی برای پیشبرد مذاکرات و کاهش فشار تحریم‌ها تلاش کرد. ✅در مقابل، آمریکا و اسرائیل اگرچه خسارت‌های قابل‌توجهی وارد کردند و آسیب‌پذیری‌های اطلاعاتی و امنیتی ایران، نفوذ اسرائیل و تضعیف بخشی از محور مقاومت آشکار شد، اما نتوانستند ایران را تسلیم کنند و اکنون با هزینه‌های بلندمدت امنیتی و نظامی برای مهار ایران روبه‌رو هستند. ✏️ در مجموع، ایران نه یک پیروز مطلق بلکه «یک قدرت منطقه‌ای تاب‌آور و غیرقابل حذف» است. وضعیت کنونی نیز بیش از آنکه صلح باشد، آتش‌بسی مبتنی بر بازدارندگی متقابل است. ایران از این بحران به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی نظم آینده خاورمیانه بیرون آمده؛ بازیگری که هرگونه اقدام نظامی علیه آن با هزینه‌های بسیار سنگین و پیامدهای منطقه‌ای گسترده همراه خواهد بود 📝ابراهیم عباسپور 📚منابع (این یادداشت بر پایه جمع‌بندی و تحلیل گزارش‌های منتشرشده زیر تهیه شده است): - Council on Foreign Relations (CFR) - UK Parliament Research Briefing (CBP-10292) - The Soufan Center - European Union Institute for Security Studies (EUISS) - Congressional Research Service (CRS) 📡 کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
🇮🇷ایران پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل؛ قدرت منطقه‌ای غیرقابل حذف 📝ابراهیم عباسپور 📡 کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
رقابت ایران و اسرائیل؛ نبرد بر سر نظم آینده خاورمیانه 📝 ابراهیم عباسپور 🧭 اگر می‌خواهید بدانید چرا رقابت ایران و اسرائیل می‌تواند معماری قدرت خاورمیانه را در دهه‌های آینده تغییر دهد، تحلیل کامل را در کانال تقاطع تحلیل بخوانید. 📡 کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
رقابت ایران و اسرائیل؛ نبرد بر سر نظم آینده خاورمیانه بسیاری از تحلیلگران معتقدند تقابل ایران و اسرائیل دیگر صرفاً به موضوعاتی مانند فلسطین، برنامه هسته‌ای یا درگیری‌های نظامی محدود نیست؛ بلکه به رقابتی عمیق‌تر بر سر تعیین نظم امنیتی و اقتصادی خاورمیانه در شرایط گذار نظام بین‌الملل تبدیل شده است. 🔴 دو رویکرد متفاوت اسرائیل به‌عنوان متحد راهبردی آمریکا و غرب، در پی تقویت ساختار امنیتی عربی - اسرائیلی با حفظ برتری اسرائیل است. در مقابل، ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت‌های منطقه‌ای خود، به دنبال افزایش نقش در شکل‌گیری نظم جدید خاورمیانه با محوریت خود است. 🔴 موازنه مزیت‌ها 🔹 مزیت‌های اسرائیل: • فناوری پیشرفته • توان اطلاعاتی و نظامی بالا • اقتصاد دانش‌بنیان • حمایت گسترده غرب 🔹 مزیت‌های ایران: • موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز • منابع عظیم انرژی و جمعیت قابل‌توجه • عمق راهبردی و وسعت سرزمینی • توان موشکی و پهپادی 🔴 کریدورها؛ میدان رقابت اصلی بخش مهمی از این رقابت به مسیرهای تجارت جهانی مربوط می‌شود. 🔸اسرائیل از پروژه‌هایی مانند کریدور هند–امارات–عربستان–اسرائیل–اروپا (IMEC) حمایت می‌کند 🔸ایران تلاش دارد با توسعه کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب با محوریت سرزمینی ایران، جایگاه خود را در تجارت اوراسیا تثبیت کند. ✏️ جمع‌بندی در عمیق‌ترین لایه، رقابت ایران و اسرائیل را می‌توان رقابتی بر سر بقاء و شکل‌دهی به قواعد امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه آینده دانست. اسرائیل از برتری فناورانه و اطلاعاتی برخوردار است و ایران از وزن ژئوپلیتیکی، عمق سرزمینی و موقعیت راهبردی. نتیجه این رقابت می‌تواند بر توازن قدرت منطقه در دهه‌های آینده تأثیرگذار باشد. 💬 در بلندمدت کدام عامل تعیین‌کننده‌تر خواهد بود: فناوری و ائتلاف‌ها یا ژئوپلیتیک و عمق راهبردی؟ 📝 ابراهیم عباسپور 📚 منابع: CSIS | Chatham House | Reuters | IISS | Carnegie Endowment 📡 کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
توافق ایران و آمریکا؛ آتش‌بس شکننده در سایه احتمال جنگ 🔴چرا تحلیلگران همچنان جنگ را محتمل می‌دانند؟ با وجود توافق، بسیاری از تحلیلگران معتقدند خاورمیانه در وضعیت «تعادل ناپایدار» قرار دارد؛ تعادلی میان سه منطق هم‌زمان: 🔺 منطق مدیریت هژمونی و ثبات جهانی آمریکا 🔺 منطق امنیتی اسرائیل 🔺 منطق بازدارندگی و نفوذ منطقه‌ای ایران 🇺🇲در این چارچوب، واشنگتن علاوه بر آنکه به دنبال تغییر نظم منطقه‌ای می باشد، تلاش می‌کند از بی‌ثباتی‌هایی جلوگیری کند که می‌تواند بازار انرژی و ساختار مالی جهانی مبتنی بر دلار را دچار شوک کند؛ بنابراین سیاست آمریکا ترکیبی از فشار و توافق برای مدیریت بحران با حداقل هزینه است. 🇮🇱 در مقابل، اسرائیل بر این باور است که حتی تداوم یا تقویت توان هسته‌ای و بازدارندگی ایران می‌تواند در بلندمدت موازنه قدرت منطقه را تغییر دهد. ازاین‌رو هدف اصلی تل‌آویو حفظ «برتری مطلق» است؛ یعنی وضعیتی که هیچ بازیگر منطقه‌ای توان تحمیل هزینه هم‌سطح به اسرائیل را نداشته باشد. 🇮🇷ایران نیز در چارچوبی حرکت می‌کند که هدف آن علاوه بر حفظ بازدارندگی و جلوگیری از فرسایش تدریجی محور مقاومت، بدنبال احیای قدرت منطقه ای خود نیز است. این حرکت ترکیبی از توان نظامی، نفوذ منطقه‌ای و ابزارهای ژئوپلیتیکی است. سخن پایانی: با وجود این، اختلاف بنیادین در اهداف و برداشت‌های راهبردی باعث شده بسیاری از تحلیلگران همچنان احتمال درگیری مجدد را بالا بدانند. 📝ابراهیم عباسپور 📚 منابع: Reuters | Council on Foreign Relations (CFR) | The Guardian | Axios | Chatham House کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
🇮🇷🇺🇲چرا حتی در صورت توافق ایران و آمریکا، واشنگتن نه پولی به ایران می‌دهد، نه سرمایه‌گذاری گسترده می‌کند و نه اجازه سرمایه‌گذاری در ایران را می‌دهد؟ 🔹آمریکا برای حفظ قدرت دلار، ناچار است اقتصاد و تولید داخلی خود را تقویت کند. به همین دلیل در سال‌های اخیر، کارخانه‌ها، سرمایه و زنجیره‌های تولید را به داخل کشور بازگردانده و بر کالاهای وارداتی تعرفه‌های سنگین وضع کرده است. 🔹از سوی دیگر، آمریکا با بدهی بسیار بزرگی روبه‌رو است و اولویت اصلی آن سرمایه‌گذاری داخلی، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد داخلی است؛ نه توسعه اقتصاد کشورهای دیگر. 🔹بخش بزرگی از تحریم‌های ایران در قوانین داخلی آمریکا ثبت شده‌اند و رئیس‌جمهور آمریکا به‌تنهایی امکان لغو کامل آن‌ها را ندارد. 🔹تحریم‌های اروپا نیز همچنان به جای خود باقی هستند (و حتی ممکن است آمریکا از مسیر آن‌ها به‌صورت غیرمستقیم به ایران فشار وارد کند). 🔹حتی اگر توافقی هم حاصل شود، ریسک بازگشت تنش‌های منطقه‌ای و بازگشت تحریم‌ها همچنان وجود دارد؛ به همین دلیل شرکت‌های بزرگ حاضر نیستند سرمایه‌های چند میلیارد دلاری خود را در چنین شرایطی به خطر بیندازند. 🔹ایران نیز در بسیاری از حوزه‌ها مستقل عمل می‌کند و کاملاً در چارچوب نظام مالی و سیاسی غرب قرار ندارد. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در چهارراه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، هند، چین و روسیه قرار دارد. از نگاه واشنگتن، این استقلال یک چالش ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود و نگرانی از تبدیل شدن ایران به یک قدرت اقتصادی غیرقابل مهار وجود دارد. 🔹در کنار این موارد، حتی در صورت توافق، ساختار اقتصاد داخلی ایران (از جمله عدم ثبات مقررات، فساد اداری، عدم شفافیت برخی نهادهای اقتصادی و …)، همچنین مشکلات بانکی، محدودیت‌های مالی، FATF و ریسک‌های منطقه‌ای همچنان پابرجا خواهند ماند. 📌 نتیجه: توافق ایران و آمریکا به معنای سرازیر شدن پول یا سرمایه‌گذاری گسترده آمریکا در ایران نیست. در بهترین حالت، چنین توافقی می‌تواند بخشی از فشارها را کاهش دهد و تجارت محدودی را تسهیل کند؛ اما سرمایه‌گذاری گسترده همچنان با موانع ساختاری، حقوقی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی روبه‌رو خواهد بود. در واقع، به دلیل رقابت بر سر شکل‌دهی به نظم اقتصادی آینده جهان، امکان تزریق مالی یا سرمایه‌گذاری گسترده آمریکا در ایران بسیار محدود است؛ و این ایران است که باید با ایجاد شرایط لازم، مسیر تحقق این اهداف را فراهم کند. 📝ابراهیم عباسپور 📚 منابع: Reuters | CFR | The Guardian | Axios | Chatham House کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection