eitaa logo
تقاطع تحلیل
273 دنبال‌کننده
77 عکس
1 ویدیو
0 فایل
جنگ ، خبر ، تحلیل ابراهیم عباسپور @Abbaspour021 بله https://ble.ir/AnalysisIntersection ایتا https://eitaa.com/AnalysisIntersection روبیکا https://rubika.ir/AnalysisIntersection تلگرام https://t.me/AnalysisIntersection و اینستاگرام
مشاهده در ایتا
دانلود
توافق ایران و آمریکا؛ آتش‌بس شکننده در سایه احتمال جنگ 🔴چرا تحلیلگران همچنان جنگ را محتمل می‌دانند؟ با وجود توافق، بسیاری از تحلیلگران معتقدند خاورمیانه در وضعیت «تعادل ناپایدار» قرار دارد؛ تعادلی میان سه منطق هم‌زمان: 🔺 منطق مدیریت هژمونی و ثبات جهانی آمریکا 🔺 منطق امنیتی اسرائیل 🔺 منطق بازدارندگی و نفوذ منطقه‌ای ایران 🇺🇲در این چارچوب، واشنگتن علاوه بر آنکه به دنبال تغییر نظم منطقه‌ای می باشد، تلاش می‌کند از بی‌ثباتی‌هایی جلوگیری کند که می‌تواند بازار انرژی و ساختار مالی جهانی مبتنی بر دلار را دچار شوک کند؛ بنابراین سیاست آمریکا ترکیبی از فشار و توافق برای مدیریت بحران با حداقل هزینه است. 🇮🇱 در مقابل، اسرائیل بر این باور است که حتی تداوم یا تقویت توان هسته‌ای و بازدارندگی ایران می‌تواند در بلندمدت موازنه قدرت منطقه را تغییر دهد. ازاین‌رو هدف اصلی تل‌آویو حفظ «برتری مطلق» است؛ یعنی وضعیتی که هیچ بازیگر منطقه‌ای توان تحمیل هزینه هم‌سطح به اسرائیل را نداشته باشد. 🇮🇷ایران نیز در چارچوبی حرکت می‌کند که هدف آن علاوه بر حفظ بازدارندگی و جلوگیری از فرسایش تدریجی محور مقاومت، بدنبال احیای قدرت منطقه ای خود نیز است. این حرکت ترکیبی از توان نظامی، نفوذ منطقه‌ای و ابزارهای ژئوپلیتیکی است. سخن پایانی: با وجود این، اختلاف بنیادین در اهداف و برداشت‌های راهبردی باعث شده بسیاری از تحلیلگران همچنان احتمال درگیری مجدد را بالا بدانند. 📝ابراهیم عباسپور 📚 منابع: Reuters | Council on Foreign Relations (CFR) | The Guardian | Axios | Chatham House کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
🇮🇷🇺🇲چرا حتی در صورت توافق ایران و آمریکا، واشنگتن نه پولی به ایران می‌دهد، نه سرمایه‌گذاری گسترده می‌کند و نه اجازه سرمایه‌گذاری در ایران را می‌دهد؟ 🔹آمریکا برای حفظ قدرت دلار، ناچار است اقتصاد و تولید داخلی خود را تقویت کند. به همین دلیل در سال‌های اخیر، کارخانه‌ها، سرمایه و زنجیره‌های تولید را به داخل کشور بازگردانده و بر کالاهای وارداتی تعرفه‌های سنگین وضع کرده است. 🔹از سوی دیگر، آمریکا با بدهی بسیار بزرگی روبه‌رو است و اولویت اصلی آن سرمایه‌گذاری داخلی، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد داخلی است؛ نه توسعه اقتصاد کشورهای دیگر. 🔹بخش بزرگی از تحریم‌های ایران در قوانین داخلی آمریکا ثبت شده‌اند و رئیس‌جمهور آمریکا به‌تنهایی امکان لغو کامل آن‌ها را ندارد. 🔹تحریم‌های اروپا نیز همچنان به جای خود باقی هستند (و حتی ممکن است آمریکا از مسیر آن‌ها به‌صورت غیرمستقیم به ایران فشار وارد کند). 🔹حتی اگر توافقی هم حاصل شود، ریسک بازگشت تنش‌های منطقه‌ای و بازگشت تحریم‌ها همچنان وجود دارد؛ به همین دلیل شرکت‌های بزرگ حاضر نیستند سرمایه‌های چند میلیارد دلاری خود را در چنین شرایطی به خطر بیندازند. 🔹ایران نیز در بسیاری از حوزه‌ها مستقل عمل می‌کند و کاملاً در چارچوب نظام مالی و سیاسی غرب قرار ندارد. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در چهارراه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، هند، چین و روسیه قرار دارد. از نگاه واشنگتن، این استقلال یک چالش ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود و نگرانی از تبدیل شدن ایران به یک قدرت اقتصادی غیرقابل مهار وجود دارد. 🔹در کنار این موارد، حتی در صورت توافق، ساختار اقتصاد داخلی ایران (از جمله عدم ثبات مقررات، فساد اداری، عدم شفافیت برخی نهادهای اقتصادی و …)، همچنین مشکلات بانکی، محدودیت‌های مالی، FATF و ریسک‌های منطقه‌ای همچنان پابرجا خواهند ماند. 📌 نتیجه: توافق ایران و آمریکا به معنای سرازیر شدن پول یا سرمایه‌گذاری گسترده آمریکا در ایران نیست. در بهترین حالت، چنین توافقی می‌تواند بخشی از فشارها را کاهش دهد و تجارت محدودی را تسهیل کند؛ اما سرمایه‌گذاری گسترده همچنان با موانع ساختاری، حقوقی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی روبه‌رو خواهد بود. در واقع، به دلیل رقابت بر سر شکل‌دهی به نظم اقتصادی آینده جهان، امکان تزریق مالی یا سرمایه‌گذاری گسترده آمریکا در ایران بسیار محدود است؛ و این ایران است که باید با ایجاد شرایط لازم، مسیر تحقق این اهداف را فراهم کند. 📝ابراهیم عباسپور 📚 منابع: Reuters | CFR | The Guardian | Axios | Chatham House کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
🇮🇷 ایران برای تبدیل شدن به قدرت راهبردی نظم آینده خاورمیانه چه کرده، چه باید بکند و چه محدودیت‌هایی دارد؟ بسیاری از تحلیل‌ها قدرت ایران را فقط با موشک، برنامه هسته‌ای یا نفوذ منطقه‌ای می‌سنجند؛ اما روند سه دهه اخیر نشان می‌دهد ایران در حال دنبال کردن پروژه‌ای بزرگ‌تر است: تبدیل شدن از یک قدرت منطقه‌ای به یکی از بازیگران تعیین‌کننده غرب آسیا و اوراسیا. 🔴 ایران چه اقداماتی انجام داده است؟ 🔹 ایجاد عمق راهبردی در عراق، سوریه، لبنان و یمن و افزایش هزینه تقابل مستقیم با ایران. 🔹 توسعه دکترین جنگ نامتقارن مبتنی بر موشک، پهپاد، پدافند و جنگ الکترونیک. 🔹 جلوگیری از محاصره ژئوپلیتیکی و تبدیل موقعیت جغرافیایی ایران و تنگه هرمز به یک دارایی راهبردی. 🔹 جابه‌جایی تدریجی محور راهبردی از غرب به شرق از طریق توسعه روابط با چین، روسیه، آسیای مرکزی، بریکس و سازمان همکاری شانگهای. 🔹 تلاش برای تبدیل شدن به گره ترانزیتی شرق و غرب از طریق کریدور شمال ـ جنوب، چابهار و اتصال به شبکه‌های حمل‌ونقل اوراسیا. 🔹 مشارکت در شکل‌گیری نظم چندقطبی و حفظ توان هسته‌ای آستانه‌ای به عنوان ابزار بازدارندگی و چانه‌زنی راهبردی. 🔴 ایران چه کارهایی را هنوز کامل انجام نداده است؟ 🔹 ایجاد اقتصاد تولیدمحور و صادرات‌محور و تبدیل اقتصاد به محور اصلی سیاست خارجی. 🔹 تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه از طریق صادرات گسترده گاز، برق و شبکه‌های انرژی فرامرزی. 🔹 توسعه قدرت نرم شامل رسانه‌های بین‌المللی، دانشگاه‌های معتبر و فناوری‌های جهانی. 🔹 بازسازی سرمایه اجتماعی و افزایش انسجام داخلی. 🔹 ارتقای روابط با شرکای شرقی از سطح تجارت و انرژی به سطح انتقال فناوری، سرمایه‌گذاری صنعتی و مشارکت راهبردی. 🔹 مدیریت تنش با غرب برای کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی و تسهیل نقش ایران در اقتصاد و ترانزیت منطقه‌ای. 🔴 مهم‌ترین چالش‌های آینده ایران چیست؟ 🔹 تسلط بر فناوری‌های پیشرفته از جمله هوش مصنوعی، ابررایانه‌ها، نیمه‌رساناها و داده‌های کلان. 🔹 توسعه ناوگان دریایی تجاری، اقیانوس‌پیما و بنادر راهبردی برای تبدیل ایران به یکی از گره‌های اصلی تجارت اوراسیا. 🔹 محدودیت دسترسی به سرمایه، فناوری‌های پیشرفته و روند مهاجرت نخبگان. 🔹 بازیگران منطقه ای که اهداف مشابه ایران دارند 📌 تحلیل ایران بخش مهمی از زیرساخت «قدرت سخت» را ایجاد کرده است؛ اما جایگاه آینده آن بیش از هر چیز به موفقیت در سه حوزه بستگی دارد: 1️⃣ اقتصاد تولیدمحور و صادرات‌محور 2️⃣ فناوری‌های پیشرفته و هوش مصنوعی 3️⃣ تبدیل ایران به هاب انرژی و ترانزیت اوراسیا محتمل‌ترین سناریو برای ایران، تبدیل شدن به یک «قدرت میانی راهبردی» است؛ کشوری که بتواند به واسطه موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی، توان نظامی و نقش ترانزیتی خود در شکل‌دهی نظم غرب آسیا و بخشی از اوراسیا نقش‌آفرینی کند. هدفی که در جنگ و یا توافق می بایست پیگیری شود و محوریت اصلی اقدام آن توسط دولت و مجلس انجام می شود. 📝ابراهیم عباسپور 📚 منابع: World Bank | IMF | IEA | RAND | CSIS | Carnegie Endowment کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection
🇮🇷🇺🇸 از نگاه واشنگتن؛ چرا آمریکا فعلاً به‌جای جنگ، به‌دنبال توافق با ایران است؟ 1️⃣تحلیل اول | آیا هدف، مدیریت کم‌هزینه‌تر خاورمیانه برای تمرکز بر چین است؟ ❓ پرسش اگر آمریکا همچنان ایران را یک چالش امنیتی می‌داند، چرا در مقطع فعلی به‌جای گسترش جنگ، به سمت کاهش تنش حرکت کرده است؟ آیا این تصمیم به معنای عقب‌نشینی از خاورمیانه است، یا تلاشی برای مدیریت کم‌هزینه‌تر منطقه و تمرکز بر رقابت با چین؟ 📌 سناریوی قابل طرح یکی از سناریوهای قابل طرح این است که آمریکا قصد ندارد خاورمیانه را ترک کند؛ بلکه می‌خواهد با صرف هزینه کمتر، نفوذ خود را در منطقه حفظ کند تا بخش بیشتری از توان نظامی، اقتصادی و سیاسی خود را به رقابت راهبردی با چین اختصاص دهد. در این نگاه، توافق یا کاهش تنش با ایران به معنای پایان رقابت نیست؛ بلکه ابزاری برای جلوگیری از گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی است. 🎯 هدف مدیریت کم‌هزینه‌تر خاورمیانه، حفظ نفوذ منطقه‌ای و تمرکز بیشتر بر رقابت راهبردی با چین، به‌ویژه در شرق آسیا و پرونده تایوان. 🛠️ ابزار مدیریت تنش با ایران از طریق دیپلماسی، بازدارندگی، فشار اقتصادی و توافق‌های محدود؛ به‌گونه‌ای که از وقوع یک جنگ گسترده جلوگیری شود. ⚙️ این سناریو چگونه عمل می‌کند؟ یک جنگ گسترده با ایران می‌تواند آمریکا را برای سال‌ها در خاورمیانه درگیر کند، منابع مالی و نظامی آن را مصرف کند و تمرکز واشنگتن را از رقابت اصلی با چین دور سازد. تجربه سیاست خارجی آمریکا نیز نشان داده است که این کشور معمولاً از درگیر شدن هم‌زمان در چند جبهه پرهزینه پرهیز می‌کند. در مقابل، مدیریت تنش با ایران می‌تواند بخشی از ظرفیت آمریکا را برای رقابت با چین، به‌ویژه در شرق آسیا، آزاد نگه دارد. از سوی دیگر، اگر کاهش محدود تحریم‌ها، وابستگی کامل ایران به چین را کمتر کند، ممکن است از شکل‌گیری یک بلوک منسجم‌تر میان ایران، چین و روسیه نیز جلوگیری شود. با این حال، این راهبرد به معنای خروج آمریکا از خاورمیانه نیست. اگر واشنگتن حضور و نفوذ خود را بیش از حد کاهش دهد، چین می‌تواند از طریق سرمایه‌گذاری، خرید انرژی و توسعه طرح «کمربند و جاده»، نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد. بنابراین، هدف این سناریو مدیریت کم‌هزینه‌تر خاورمیانه است، نه واگذاری آن. ⚠️ چالش این سناریو چالش اصلی این راهبرد، حفظ تعادل میان کاهش هزینه‌های آمریکا و جلوگیری از افزایش نفوذ چین است. اگر آمریکا بیش از حد از منطقه فاصله بگیرد، ممکن است چین جای خالی آن را پر کند؛ اما اگر حضور خود را حفظ کند، بخشی از منابعش همچنان در خاورمیانه باقی خواهد ماند. ⚖️ محدودیت این تحلیل اسناد رسمی آمریکا بر رقابت بلندمدت با چین و تمرکز بیشتر بر منطقه هند ـ اقیانوس آرام تأکید دارند و بسیاری از اندیشکده‌های آمریکایی نیز کاهش هزینه‌های حضور در خاورمیانه را توصیه کرده‌اند. با این حال، هیچ سند رسمی نشان نمی‌دهد که کاهش تنش با ایران مستقیماً برای آزادسازی منابع جهت مهار چین یا کاهش وابستگی ایران به چین طراحی شده باشد. بنابراین، این تحلیل یک سناریوی قابل طرح است که بر پایه اسناد، روندهای ژئوپلیتیکی و تحلیل‌های راهبردی شکل گرفته است، نه یک نتیجه قطعی. 🧩 جمع‌بندی اگر این سناریو درست باشد، توافق یا کاهش تنش با ایران، نه نشانه پایان رقابت با تهران، بلکه تلاشی برای مدیریت کم‌هزینه‌تر خاورمیانه و تمرکز بیشتر بر رقابت راهبردی با چین است. با این حال، موفقیت این راهبرد به توان آمریکا در حفظ نفوذ منطقه‌ای و جلوگیری از گسترش نفوذ چین در خاورمیانه بستگی دارد. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection منابع: National Security Strategy (2022) | National Defense Strategy (2022) | RAND | CSIS | Council on Foreign Relations
🇮🇷🇺🇸 از نگاه واشنگتن؛ چرا آمریکا فعلاً به‌جای جنگ، به‌دنبال توافق یا مدیریت تنش با ایران است؟ 2️⃣ تحلیل دوم | آیا جنگ اوکراین، زمان‌بندی آمریکا در قبال ایران را تغییر داده است؟ ❓ پرسش اگر آمریکا همچنان ایران را یک چالش امنیتی می‌داند، چرا در مقطع فعلی به جای افزایش تنش، به سمت مدیریت آن حرکت کرده است؟ آیا ممکن است دلیل اصلی، اولویت یافتن جنگ اوکراین و جلوگیری از گشوده شدن هم‌زمان یک جبهه دیگر باشد؟ 📌 سناریوی قابل طرح یکی از سناریوهای قابل طرح این است که جنگ اوکراین، زمان‌بندی سیاست آمریکا در قبال ایران را تغییر داده باشد. در این نگاه، واشنگتن هدف خود در قبال ایران را کنار نگذاشته، بلکه به دلیل اولویت یافتن جنگ اوکراین، زمان‌بندی این پرونده را تغییر داده و ترجیح می‌دهد فعلاً از ورود به یک جنگ گسترده دیگر در خاورمیانه پرهیز کند. 🎯 هدف حفظ تمرکز راهبردی بر جنگ اوکراین و ادامه فشار بر روسیه، بدون تقسیم ظرفیت نظامی، اقتصادی و سیاسی آمریکا میان دو بحران بزرگ. 🛠️ ابزار ادامه حمایت از اوکراین، حفظ فشار بر روسیه، مدیریت تنش با ایران از طریق دیپلماسی، بازدارندگی و توافق‌های محدود، و بهره‌گیری بیشتر از ظرفیت متحدان منطقه‌ای برای حفظ بازدارندگی در خاورمیانه. ⚙️ این سناریو چگونه عمل می‌کند؟ جنگ اوکراین بخش مهمی از ظرفیت نظامی، مالی و سیاسی آمریکا را درگیر کرده است. تجربه سیاست خارجی آمریکا نیز نشان می‌دهد واشنگتن معمولاً ترجیح می‌دهد از گشودن هم‌زمان چند جبهه پرهزینه اجتناب کند و تمرکز خود را بر اولویت اصلی حفظ نماید. از این رو، مدیریت تنش با ایران می‌تواند از گشوده شدن یک جبهه پرهزینه دیگر جلوگیری کرده و تمرکز آمریکا را بر جنگ اوکراین حفظ کند. هم‌زمان، آمریکا می‌تواند بخشی از مسئولیت بازدارندگی در برابر ایران را از طریق همکاری اطلاعاتی و نظامی با اسرائیل، تقویت توان دفاعی کشورهای عربی، رزمایش‌های مشترک و بهره‌گیری از زیرساخت‌های نظامی خود در منطقه دنبال کند؛ بدون آنکه حضور مستقیم خود را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد. ⚠️ چالش این سناریو این راهبرد یک چالش اساسی دارد؛ زمان فقط به نفع آمریکا سپری نمی‌شود. اگر مدیریت تنش بیش از حد طولانی شود، ایران نیز فرصت خواهد داشت برنامه هسته‌ای، توان بازدارندگی و همکاری‌های راهبردی خود با چین و روسیه را تقویت کند. اما اگر آمریکا برای جلوگیری از این روند، فشار بر ایران را افزایش دهد، ممکن است ناچار شود بخشی از منابع خود را از جنگ اوکراین به خاورمیانه منتقل کند. در واقع، چالش اصلی این سناریو ایجاد تعادل میان دو اولویت امنیتی است؛ تعادلی که تضمینی برای موفقیت آن وجود ندارد. ⚖️ محدودیت این تحلیل اسناد رسمی آمریکا، روسیه را «تهدید فوری» و چین را «مهم‌ترین رقیب بلندمدت» معرفی می‌کنند و بر حمایت از اوکراین تأکید دارند. با این حال، هیچ سند رسمی نشان نمی‌دهد که کاهش تنش با ایران بخشی از یک برنامه مرحله‌ای با عنوان «ابتدا روسیه، سپس ایران» باشد. بنابراین، این تحلیل یک سناریوی قابل طرح است که بر پایه کنار هم قرار دادن اسناد، روندهای ژئوپلیتیکی و تحلیل‌های اندیشکده‌ها شکل گرفته است و نباید آن را به‌عنوان سیاست اعلام‌شده یا اثبات‌شده آمریکا تلقی کرد. 🧩 جمع‌بندی اگر این سناریو درست باشد، رفتار فعلی آمریکا را می‌توان تلاشی برای مدیریت هم‌زمان دو اولویت راهبردی دانست: ادامه فشار بر روسیه و پرهیز از گشوده شدن یک جبهه پرهزینه دیگر با ایران. در این نگاه، واشنگتن در حال خرید زمان است؛ اما این راهبرد تنها زمانی موفق خواهد بود که ایران در این فاصله نتواند با تقویت توان هسته‌ای، بازدارندگی یا پیوندهای راهبردی خود، موازنه قدرت را به زیان آمریکا تغییر دهد. 📝 ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection منابع: National Security Strategy (2022) | National Defense Strategy (2022) | Congressional Research Service (CRS) | RAND | CSIS
🇮🇷راهبرد کلان حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای اگر سیاست‌های حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در جمهوری اسلامی ایران طی بیش از سه دهه گذشته را در کنار یکدیگر قرار دهیم، می‌توان آن‌ها را در قالب یک راهبرد کلان امنیتی، ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک تحلیل کرد؛ راهبردی که هدف آن افزایش قدرت ملی، کاهش آسیب‌پذیری و حفظ استقلال راهبردی ایران در محیطی پررقابت و متحول بود. 🟢۱- استقلال راهبردی؛ کاهش آسیب‌پذیری یکی از پایدارترین محورهای این راهبرد، تأکید بر استقلال سیاسی، اقتصادی و فناورانه و کاهش وابستگی به قدرت‌های خارجی بود. در این چارچوب، «اقتصاد مقاومتی»، حمایت از تولید داخلی و توسعه فناوری‌های راهبردی، تنها سیاست‌های اقتصادی نبودند، بلکه ابزاری برای افزایش تاب‌آوری کشور در برابر تحریم‌ها و فشارهای خارجی محسوب می‌شدند. البته باید میان راهبرد و نتیجه تفاوت قائل شد. تحریم‌های گسترده، مشکلات ساختاری اقتصاد، تورم مزمن و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری باعث شدند این سیاست‌ها در بسیاری از حوزه‌ها به اهداف موردانتظار نرسند؛ اما جهت‌گیری کلان آن‌ها همچنان بر کاهش آسیب‌پذیری و افزایش خوداتکایی استوار بود. 🟢۲- قدرت منطقه‌ای؛ بازدارندگی و عمق راهبُردی سیاست منطقه‌ای ایران بر تقویت بازدارندگی و ایجاد «عمق استراتژیک» استوار بود. گزارش Axis Rising از CSIS این رویکرد را تلاشی برای افزایش نفوذ منطقه‌ای و اتکا به شبکه‌ای از دولت‌ها و گروه‌های همسو در حوزه امنیتی و منطقه‌ای می‌داند. همچنین در نشست Iranian Networks in the Middle East (2025)، برخی پژوهشگران CSIS معتقدند ایران در حال بازآرایی این شبکه‌ها به سمت ساختاری منعطف‌تر و اختیار بیشتر است به‌گونه‌ای که اعضای آن اختیار بیشتری برای تصمیم‌گیری و اجرای اقدامات متناسب با شرایط کشور خود داشته باشند. در این نگاه، امنیت ملی تنها به مرزهای جغرافیایی محدود نمی‌شود. 🟢۳- انطباق با روند گذار به نظم چندقطبی گسترش روابط با چین، روسیه، سازمان همکاری شانگهای و بریکس را می‌توان در چارچوب تنوع‌بخشی به شرکای راهبردی و انطباق با تغییر موازنه قدرت جهانی تحلیل کرد. از نظر پژوهشی نمی‌توان گفت این تحول از ابتدا «پیش‌بینی» شده بود، اما سیاست‌های ایران با روندهای جدید نظام بین‌الملل همسو شد که صندوق بین‌المللی پول (IMF) از آن با عنوان تجزیه ژئواکونومیک (Geoeconomic Fragmentation) یاد می‌کند. 🟢۴- تولید؛ ستون قدرت ملی مرور نام‌گذاری سال‌ها، از «جهاد اقتصادی» و «تولید ملی» تا «جهش تولید»، «تولید دانش‌بنیان» و «سرمایه‌گذاری برای تولید»، یک خط فکری مستمر را نشان می‌دهد: قدرت ملی پایدار بدون تولید، صنعت و فناوری بومی امکان‌پذیر نیست. در این نگاه، تولید صرفاً یک هدف اقتصادی نیست، بلکه بخشی از امنیت ملی و استقلال راهبردی است. هم‌زمان، پس از کرونا، جنگ اوکراین و تشدید رقابت آمریکا و چین، بسیاری از اقتصادهای بزرگ نیز به سمت حمایت از تولید داخلی، امنیت زنجیره تأمین و بازگرداندن صنایع حرکت کرده‌اند؛ روندی که نشان می‌دهد امنیت اقتصادی به یکی از مؤلفه‌های اصلی قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. 🟢۵- فراتر از اقتصاد نفتی از مجموعه سیاست‌ها و برخی پروژه‌های زیرساختی می‌توان استنباط کرد که یکی از جهت‌گیری‌های راهبردی، ارتقای جایگاه ایران در حوزه انرژی، ترانزیت و تجارت منطقه‌ای بوده است. در این چارچوب، موقعیت جغرافیایی ایران نه صرفاً یک مزیت طبیعی، بلکه ابزاری برای افزایش وزن ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی کشور تلقی می‌شود. ✏️جمع‌بندی اگر این سیاست‌ها در کنار یکدیگر دیده شوند، یک الگوی منسجم قابل‌مشاهده است: تلاش برای استوار کردن قدرت ملی ایران بر پنج‌پایه اصلی: استقلال راهبردی، بازدارندگی منطقه‌ای، اقتصاد تولیدمحور، فناوری بومی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های انرژی، ترانزیت و موقعیت جغرافیایی. البته این تحلیل به معنای داوری درباره میزان موفقیت یا ناکامی این راهبردها، یا میزان همراهی دولت‌ها و سایر نهادهای حاکمیتی در اجرای آن‌ها نیست؛ بلکه تلاشی است برای تبیین منطق ژئوپلیتیکی حاکم بر مجموعه سیاست‌های اعلامی و اجرایی حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای طی بیش از سه دهه گذشته. 📝ابراهیم عباسپور کانال تقاطع تحلیل @AnalysisIntersection 📚منابع: https://www.csis.org/analysis/axis-rising-irans-evolving-regional-strategy-and-non-state-partnerships-middle-east https://www.csis.org/analysis/iranian-networks-middle-east https://www.imf.org/en/Topics/geoeconomics https://www.oecd.org/trade/topics/global-supply-chains https://unctad.org/topic/trade-analysis/global-trade-update