دو حبه قند توی فنجانِ گل گاوزبان نسترن میاندازم. قیافه هاشم آقا، عطار سر کوچه میآید جلوی چشمم، یک تابلوی مقوایی فرو کرده توی گونی گل گاوزبان، «برای رفع دلتنگی».
انگار نمیداند دلتنگی است که به دنیا معنا میدهد. چه کسی گفته غم بد است؟ تمام هنر این دنیا زاییده غم است.
#مریم_سمیعزادگان
#من_او_را_دوست_داشتم
بتاب و رخ بنما که مُنوّرُ الظُلماتی
فدای اسم شریفت، مُفرّجُ الکُرُباتی
کدام لفظ تَواند که وصف خُلقِ تو گوید؟!
زبان زبون ز مدیحت، که ماورای لغاتی
زمین به یُمن تو روید، زمان ز شوق تو پوید
تو قطب عالم امکان و منشاء برکاتی
به خندهای همه دلها اسیر لطف تو گردد
فدای خُلقِ لطیفت، که مصطفی سکناتی
مسیر گردنِ گردنکشان به تیغ تو افتد
که ذوالفقار به کف داری و علی وَجناتی
در این تلاطم دوران، در این زمان پریشان
تویی که مایهی آرامشی و اصل ثباتی
بیا که تشنگیام کُشت در کشاکش دنیا
در این سیاهی عالم، فقط تو آب حیاتی