eitaa logo
اَنارستــــــون
36.5هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
261 ویدیو
2 فایل
[خدا مرا برای تو انــــــار آفریده است🌱] ✅ فوروارد :) تبلیغات 👈 @TarefeAnarestun
مشاهده در ایتا
دانلود
جنگ و تورم و تحریم و اغتشاش با من نکرد آنچه تو کردی جناب عشق...
از عشق همین نکته کفایت ما را وجدان و شرف به عهد نفروخته‌ایم... ♥️
گفت: چه زمانی همدیگر را خواهیم دید؟ گفتم: بعد از جنگ! گفت: جنگ کی تمام خواهد شد؟ گفتم: همان وقتی که تو را ببینم... دیگر چیزی نگفت! گفتم : شباهت عشق و جنگ در یک چیز است! هر دوشان مرد می‌خواهد...
آمد ونزوئلا خلق کند، طبس ثبت شد... 🖤
محبوب من؛ بهارِ خدا باید فصل بوسه‌باران می‌بود نه بمباران‌...
‌خسته‌ام مثلِ میاندارِ نریمان که شده عاشق دخترِ پا منبریِ پویانفر...
بگو با دقت بیشتری تاریخ را ورق بزنند. تاریخِ همیشه شکست‌خورده‌ی مکارِ خفت‌بارشان را! بگو امروز آن صفحه را بخوانند که اجدادِ تبعید شده‌شان در قبیله‌ی بنی‌نضیر، دست به دامان غطفانی‌ها و خائنین قریشی شدند. که بیایید کمک. که سه هزار نفر امت محمد به یک یورشِ ما نیست خواهند شد. ده هزار نفر شدند و لشکر کشیدند و دورتادور مدینه دندان تیز کردند. بگو خطوط بعدی را با دقت بیشتری بخوانند. آنجا که سلمانِ ایرانی، نقشه‌هایشان را در خندقِ تبحرش دفن کرد. غره می‌شوند به گذشتنِ پهلوان نامدارشان از مرزهایِ اسلام؟ باد به غبغب می‌اندازند؟ یحتمل چشم‌های کورشان خط بعدی را نبیند. بلند بلند بخوان. بگو افسانه‌ی عمروبن عبدودِ پیل‌تن که کسی را توان رویارویی‌اش نبود و به جوانِ جنگاورِ رشیدِ سپاه اسلام پوزخند می‌زد که جوانی‌ات برای کشته شدن به دست من حیف است، چطور توسط همان جوان خاتمه یافت. و تیغ شجاعت حیدر، مهر اتمام جنگ احزاب شد. این کلمه‌ها را فریاد بزن. بلند بلند بگو. که دستِ اسلام به مدد خدا همیشه کمرِ کفر را بر خاک کوفته. بگو تا یادشان بیایید که فقط حالا خفتِ التماسِ یاری خواستن را به جان نپذیرفتند. همیشه‌ی تاریخ همین بوده‌اند. بگو که یادشان بیایید، پایان احزاب و خیبر چطور رقم خورد. برای صد و دهمین بار بگو، که ما از نسلِ حیدر مرحب‌کش و از طایفه‌ی سلمانیم!
بگیر اینک به سختی انتقام این همه خون را شبی امضا بزن با موشک خود مرگ صهیون را 💗
گر خصم زَنَد چشم، بزن دیده و سَر را چون صاعقه آتش بزن این ننگِ بشر را
ای دیوِ سِتیز، از قِبَلِ وعده‌ی صادق در حافظه‌ات ثبت کن آغاز خطر را
در کهنه‌ترین کوچه‌ی تاریخِ خیالت بنشین که نشانت بدهیم عصر حجر را