لیلا که شدی حال مرا میفهمی،
مجنون تمام قصه ها نامردند . . . .
_ممبرایقشنگمون
من همانم كه به آغوش تو آورد پناه
بغلم كن كسى جز تو نفهميد مرا ...
_ممبرایقشنگمون
چه بیتابانه میخواهمت ای
دوریت آزمون تلخ زنده به گوری.طهٔ
-همسایهیقشنگتون
نگرانم که به تو هدیه کنم شعرم را
و تو آن را به کسی .. وای ، ولش کن اصلا
_ممبرایقشنگمون
وای از آن لحظه که با یادِ نگاهی ناگاه
وسطِ خنده به چشمانِ کسی نَم برسد..
_ممبرایقشنگمون
خواب دیدم ک برایم غزلی میخواندی
دوستم داری و این ساده ترین تعبیر است🌱!
_ممبرایقشنگمون
ناگهان بوسه بزن عشق دو چندان بشود
بوسه آنگاه قشنگ است که تمرین نشود
_ممبرایقشنگمون
جلو چشام حتی وقتی خواب میبینم
یاد میگیرم
همه واسم عادی میشن
تو جلو چشامی وقتی پره دوده خونه
وقتی داره گیج میره سرمو تار میبینم
یکاری کردی ازم چیزی نمونه
خیلی ها جات خواستن بیان هیچکی نتونست
_ممبرایقشنگمون
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
جلو چشام حتی وقتی خواب میبینم یاد میگیرم همه واسم عادی میشن تو جلو چشامی وقتی پره دوده خونه وقتی
تنگ میشه دلم واست دَمه صبح مَنه خُل(:
هنوز دستم میلرزه
دستم میاد رو شمارت چی ازم برمیاد
جز اینکه ببینم من اون عکساتو
دونه دونه اشکم بیاد من خوابتو میبینم
هرجا میشینم ازت میگم من شبا هنوز با فکرت درگیرم
_ممبرایقشنگمون
خداحافظت عشق قدیمی
خداحافظت همدم شبهام
خداحافظ ماه قشنگم
خاطراتتو میبرم همرام
مینویسمشون توی شعرام
مینویسم اسمتو رو سینم
تو رو میبرم تا ته رویا
تورو باز تو رویا میبینم
_ممبرایقشنگمون
من میخوام مال تو باشم
روزا ب عشق تو باشم
همش چشام توروببینن
من میخوامگیر تو باشم
وصل زنجیر تو باشم راز گردنبند همینه
_ممبرایقشنگمون