هیاهویِ غریب و مبهمی پیچیده در جانم ؛
پرم از حس دلگیری ك نامش را نمیدانم!
شست باران ، همه کوچه خیابان ها را
پس چرا مانده غمت بر دل بارانی من ..؟
_آندِرومِدا
بال از آسمان نمی ترسد!
عاشق از قیدِ جان نمی ترسد
او که در دل جوانه ای دارد
از هجوم ِ خزان نمی ترسد...
-معصومه صابر
كه گُناهِ دگَران
بَر تو نَخواهند نِوشت
من اَگر نيكَم و گَر بَد
تو برو خود را باش...!