ما از تبارِ خستهدلانِ مهاجریم
آواره میشویم ولی سربهراه نه .
من نگویم دلم از قفس آزاد کنید..
قفسم برده به باغیو دلم شاد کنید.. !
تا شدم بیخبر از خویش ، خبرها دیدم
بیخبر شو که خبرهاست در این بی خبری