تا شدم بیخبر از خویش ، خبرها دیدم
بیخبر شو که خبرهاست در این بی خبری
اونجا که محمود دولت آبادي
میگه: مغزم، مغزم درد می کند از حرف زدن،
چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زدهام.
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
باشه سعی میکنم ناراحت نشم🥲 پ.ن. اونوقت ما یه کافه میخوایم بریم یک ماه اینکه چه روزی بریم زمان میبره
_یکی از حق ترین هایی که دیدم😐😂👌🏻
مخصوصا با دایی😶😐😂💔
تُنسی؛کانكَلمتَکن:
فراموشمیشویگوییکههرگزنبودهای!'🌿📰'
_آندِرومِدا
روزهایی که بھانهی شادیمان یك
عروسك بود و بھانهی بازیمان تنها
یکهمبازی وما آنقدر غرق در بازی
بودیم که گویی تمامی دنیا در همان
لحظه خلاصهمیشد مرزء نبود میان
خیال و واقعیت تك تك لحظاتِ ما
صرف خوشیهای ساده و زیبا بود
وخلاصه که چقدر خاطرات کودک
مان در آندوران بوسیدنیست💛-
_آندِرومِدا