یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر؛
جز همان دم که دلم بود و دلت و بود دلت،!☘
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
دیروز زنی را دیدم که مرده بود
مثل ما نفس می کشید اما مرده بود . . .
راستی یک زن چطور می میرد؟
یا لبخند به لب ندارد((((:
یا آرایش نمی کند،
یا دست کسی را نمی فشارد،
یا منتظر آغوشی نیست🫂
یا حرف عشق که می شود
پوزخند می زند . . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
اوجِ تمنای یه عاشق اونجاست که مولانا میگه:
« من آنِ توام، مرا به من باز مده🤍🌱»
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
محمود دولت آبادی قشنگ گفت ؛
آنجا یک قهوه خانه بود ، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای ، چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله ، همیشه عجله !
کدام گوری میخواستم بروم ؟
من به بهانه رسیدن به زندگی ، همیشه زندگی را کشته ام .. 🍃
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
من سکوتی بی قرارم کاش فریادم کنی
« منم من، بذرِ فریاد
خاک خوب سرزمینم باش💚 ' »
گفت از حالت بگو
گفتم : دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان 🌱
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』