کاسه ی شعرِ من از دست تو افتاد
و شکست ، عاشقان ! فرصتِ
خوبیست ، غزل جمع کنید .
در دلم نفرین و بر لب آفرین دارم ولی
ماجرا بین لب و دندان بماند بھتر است
ـ
من بی خبرم از تو و تو بی خبر از من
سخت است ک من دلھره دارم تو نداری
ــ
در برابر بیمهری آدمها هیچ نمیگویم .
سکوت و سکوت و سکوت .
انگار که لال شده باشم ؛
شاید هم کور و کر .
دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم
و نه حتی حوصلهاش را .
- فروغ فرخزاد ؛
یه چیزی بگم تو این دنيا تو حوالی این روزایی که داره میگذره
نه صادق به زندگی هدایت شد
نه فروغ از ناامیدی به امید رسید
و نه سهراب قایقی ساخت تا به شهر رویاهاش برسه
قلم و کاغذ کارشون بازی با ذهنه
تا روزامون رو به شب و ماهش دلخوش کنه!
دل نبند به تکه کاغذاتو قلم تو دستت.🥲
خيالی نوشته آندِرومِدا
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی که دید ولی کاش بعد از این دیگر
کسی میان شعله نبیند نگارش را...
_آندِرومِدا🖤
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
__الا ای چاه یارم را گرفتند...
_آندِرومِدا 🖤
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
__الا ای چاه یارم را گرفتند... _آندِرومِدا 🖤
الا ای چاه یارم را گرفتند...
گلم، باغم، بهارم را گرفتند..!
میان کوچه ها با ضرب سیلی...
همه دار و ندارم را گرفتند..🖤
_آندِرومِدا