این شعر خیام قشنگ ترین چیزی بود که خوندم:
«بد خواه کَسان هیچ به مقصد نرسد
یک بد نکند تا به خودش، صد نرسد!
من نیکِ تو خواهم و تو خواهی بدِ من،
تو نیک نبینی و به من بد نرسد..»
از فرودگاهها متنفرم .
فرودگاه محل رفت و آمد هواپیماها نیست، محل سفرهایِ هوایی نیست . فرودگاه مکانِ وداعه ، مکانِ بغض و چشمهایِ قرمزه ، مکانِ خداحافظیهایِ طولانیه .
فرودگاه قبرستون عشقها و رابطههاس
فرودگاهها از قبرستونها هم غمگینترن :)
هیچ آدمی یهو یا ناگهانی تغییر نمیکنه
طیِ یه مدت درد میکشن ، نا امید میشن ، دلشون میشکنه ، به فروپاشی میرسن ، کلی عذاب میکشن
وبعدِ همهیِ اینا یه جرقه کافیه که تبدیل بشن به
آدمی که قبلِ همهی این اتفاقا نبودن
حالا میتونه درمورد یه آدمی خوشایند باشه ولی
در مورد یه آدمِ دیگه نه
چیزی که این وسط مهمه اینه که بدونی اون آدم
بی دلیل و یا یهویی تغییر نکرده ،
پشتش کلی درد بوده...