eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
700 ویدیو
6 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبیلغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
‏مواظب نبودناتون باشین یهو دیدین یه روز ما هم مثل فروغی بسطامی گفتیم: •|ز بس خو با خیال او گرفتیم وصال و هجر یکسان است ما را ...🍂|•𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
شماليا یه جمله قشنگ دارن كه ميگه: "مِن ته دِله دَردِسته بَميرِم!" یعنی: "من واسه دردی كه روی دلت چنگ انداخته بميرم🥀"𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
بعضیا هستن که ‌کافیه‌ به‌ چشات‌ نگاه‌ کنن ! حتی اگه‌ کلی هم‌ بخندی‌ باز میگن‌ چرا ناراحتی ! همونایی که‌ حتی از نحوه تایپ‌ کردنت‌ توی‌ِ چت‌ ها ! ازنحوۀ خوبم‌ گفتنِ‌ صدات‌ پشت‌تلفن . . . ازسکوتت‌ و نگاهت‌، میفهمن‌ تو چته . . و حداقل یکی باید تو زندگی آدم باشه، که اینطوری باشه !✨'🍓𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
تو منتظری بیاد بهت شب بخیر بگه قلبت اکلیلی بشه من منتظرم نت شبانم فعال شه سوباسا دانلود کنم ما مثل هم نیستم. . . .𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
اوکی ولی : کاش مدرسه ها، دانشگاه ها، سمینارها، جلسه های امتحانی و کنکور و همه‌ی اینا . . . . متوجه بشن که ‹ ویفره موزی🍌› که تازه پوست جلدشم سبزه و قلبی قلبیه به خدا خَش نی خوشمزه نی و لطفا به جاش ‹ های‌بای🍫 › بدین « باتشکر ستاد دانشجویان گُشنه و هَوَسی😂 »𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
غمگین ترین مکان دنیا، ته گالری و ته تلگرامه𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
Ali YasiniAli Yasini - Nesfe Shab.mp3
زمان: حجم: 2.4M
بیا خودم میدم پا به تله ات میشم با هرکی سر راهته طرف با تو خوبه دیوونگی حتی با تو خوبه کار غلط › 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
همین الان اینو میخوام شوخی هم ندارم /////:𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
مثل همیشه دو فنجان سفارش داده بود ؛ دو فنجان قهوه ی تلخ ، خیلی وقت بود که کارش همین شده بود ؛ که غم
ایران چشم‌های کشیده ای داشت از اونا که آدم رو محو خودش میکنه چشم‌هاش همیشه برق میزد و گونه‌هاش گل می‌نداخت سال اول دانشگاه بود و بازار عاشقی‌ها داغ که ایران بین اون همه خاطرخواهِ رنگارنگ، دلش رو به پسره ساکت ته کلاس داد بود عاشق بود پسر به معنای واقعی کلمه هیچ چیزی نداشت گاهی روزها صبر میکردن که برن فلافلیِ پیزوری ِ خیابانِ معلم،شام بخورن سه شنبه به سه شنبه که بلیط های سینما نیم بها میشد، از چهار ساعت قبل کلاس‌ها رو میپیچوندن و میرفتن که بتونن بلیط گیر بیارن . . . پسر خوره‌ی فیلم و کتاب بود و بعد از اون ، دستِ ایران ، همیشه یکی از این رمان‌های پرسروصدای خارجی میدیدیم خیلی‌ها نشستند زیر پای ایران ، از درِ خوابگاه تا خود دانشگاه هرکس که ایران رو میشناخت نصیحتش میکرد، که حیف تو و اینهمه زیبایی نیست که پای این پسر آس و پاس هدر بره؟ ایران زورکی میخندید و توی دلش دل آشوبه ای بود و پشت گوش‌هاش داغ میشد . . . اما باز هر هفته دلش رو برمیداشت و میرفت همون فلافلیِ پیزوری و درپیتی چشم‌های سبز کشیده قشنگش رو، میدوخت به همون پسر آس و پاس ِ ته کلاس . . . اون وقتها استاد سی و چندساله ای داشتیم که بدجور، شیفته ی ایران بود همون تِرمی که ایران رو بی دلیل انداخت تا باز هم مجبور بشه درسش رو برداره خبرِ شیفتگی‌ش به کل دانشکده رسیده بود . . . استاد سی و چندساله‌ی شیفته، رفت شهرستان خواستگاری ایران وپسره‌ی آس و پاس ته کلاس، ساکت‌تر و درخود فرورفته تر، عقب نشست چشم‌های سبز ایران ، غمگین‌تر و غمگین‌تر شد و حرف‌ها و نصیحت‌ها و توی گوش خوندن‌ها بیشتر و بیشتر . . . ایران بالاخره یه شب، با خودش همه چیز رو تمام کرد، در رو روی خودش بست و صبح که بیرون اومد تصمیمش رو گرفته بود چشم‌های ایران از اون روز، تبدیل به یک جفت چشم ِ معمولی شد که دیگه برق نمیزدن چند روز پیش، بعد از مدت‌ها رفتم خانه‌ی ایران ، خانه اش بزرگ و جذاب و چشم نواز بود یک سمتِ خانه اش، یک کتاب خانه‌ی بزرگ بود که همه جورکتابی داخلش پیدا میشد جدیدترین پوستر فیلم آمریکایی، روی دیواراش بود و توی آشپزخانه میگو سوخاری درست میکرد همه وسایل خانه اش برق میزدن جز چشم‌هاش . . . رفتم جلوتر و آرام پرسیدم "خوبی ایران!؟" چند ثانیه نگام کرد و بعد خندید . . . خندهاش بوی فلافل های سوخته فلافلیِ پیزوریِ خیابانِ معلم را میداد چندسال بعد، از طرف بهداشت آمده بودند و فلافلی را بخاطر اینهمه سوختگی و سرطان زا بودن پلمپ کرده بودن فلافلی با برق جامانده ِ چشم‌های خیلی ها، برای همیشه بسته شد. . . . 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂