Ali YasiniAli Yasini - Nesfe Shab.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
‹ بیا خودم میدم پا به تله ات
میشم با هرکی سر راهته طرف
با تو خوبه دیوونگی
حتی با تو خوبه کار غلط ›
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
مثل همیشه دو فنجان سفارش داده بود ؛ دو فنجان قهوه ی تلخ ، خیلی وقت بود که کارش همین شده بود ؛ که غم
ایران چشمهای کشیده ای داشت
از اونا که آدم رو محو خودش میکنه
چشمهاش همیشه برق میزد و گونههاش گل مینداخت
سال اول دانشگاه بود و بازار عاشقیها داغ
که ایران بین اون همه خاطرخواهِ رنگارنگ،
دلش رو به پسره ساکت ته کلاس داد بود عاشق بود
پسر به معنای واقعی کلمه هیچ چیزی نداشت
گاهی روزها صبر میکردن که برن فلافلیِ پیزوری ِ خیابانِ معلم،شام بخورن
سه شنبه به سه شنبه که بلیط های سینما نیم بها میشد،
از چهار ساعت قبل کلاسها رو میپیچوندن
و میرفتن که بتونن بلیط گیر بیارن . . .
پسر خورهی فیلم و کتاب بود و بعد از اون ، دستِ ایران ،
همیشه یکی از این رمانهای پرسروصدای خارجی میدیدیم
خیلیها نشستند زیر پای ایران ، از درِ خوابگاه تا خود دانشگاه
هرکس که ایران رو میشناخت نصیحتش میکرد،
که حیف تو و اینهمه زیبایی نیست که پای این پسر آس و پاس هدر بره؟
ایران زورکی میخندید و توی دلش دل آشوبه ای بود
و پشت گوشهاش داغ میشد . . .
اما باز هر هفته دلش رو برمیداشت و میرفت
همون فلافلیِ پیزوری و درپیتی
چشمهای سبز کشیده قشنگش رو،
میدوخت به همون پسر آس و پاس ِ ته کلاس . . .
اون وقتها استاد سی و چندساله ای داشتیم که بدجور،
شیفته ی ایران بود
همون تِرمی که ایران رو بی دلیل انداخت
تا باز هم مجبور بشه درسش رو برداره
خبرِ شیفتگیش به کل دانشکده رسیده بود . . .
استاد سی و چندسالهی شیفته، رفت شهرستان خواستگاری ایران وپسرهی آس و پاس ته کلاس، ساکتتر و درخود فرورفته تر، عقب نشست
چشمهای سبز ایران ، غمگینتر و غمگینتر شد
و حرفها و نصیحتها و توی گوش خوندنها بیشتر و بیشتر . . .
ایران بالاخره یه شب، با خودش همه چیز رو تمام کرد،
در رو روی خودش بست و صبح که بیرون اومد تصمیمش رو گرفته بود
چشمهای ایران از اون روز،
تبدیل به یک جفت چشم ِ معمولی شد که دیگه برق نمیزدن
چند روز پیش، بعد از مدتها رفتم خانهی ایران ،
خانه اش بزرگ و جذاب و چشم نواز بود
یک سمتِ خانه اش، یک کتاب خانهی بزرگ بود
که همه جورکتابی داخلش پیدا میشد
جدیدترین پوستر فیلم آمریکایی، روی دیواراش بود
و توی آشپزخانه میگو سوخاری درست میکرد
همه وسایل خانه اش برق میزدن
جز چشمهاش . . .
رفتم جلوتر و آرام پرسیدم "خوبی ایران!؟"
چند ثانیه نگام کرد و بعد خندید . . .
خندهاش بوی فلافل های سوخته فلافلیِ پیزوریِ خیابانِ معلم را میداد
چندسال بعد، از طرف بهداشت آمده بودند و فلافلی را بخاطر اینهمه سوختگی و سرطان زا بودن پلمپ کرده بودن
فلافلی با برق جامانده ِ چشمهای خیلی
ها، برای همیشه بسته شد. . . .
#خیالینوشت
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_از درختا شنیدم که پرتقال🍊
خیلی حسوده، چطور بگم؟
وقتی میبینه معشوقش پاییز🍂؛
گیس نارنجیش رو به دست باد امانت میسپره🌬
و تن نارنجی رنگش رو گاهی سرد و گاهی گرم میکنه 🌥
تا توجه دیگران رو جلب کنه و از زیباییهاش تعریف کنن
ترش میکنه و تلخ میشه
واسه همینه که اوایل پاییز
با یه مَن عسل هم نمیشه خوردش
اما رفته ، رفته
وقتی دلبر پر ناز و اداش
پیر و خونه نشین از سرمای زمستون میشه
تنها کسی که عصای دست حنا گرفتشه🌿
همون پرتقال تلخیه که لحنش شیرین و خواستنی شده
خواستم بگم که پرتقال باشید🧡🍊
وقتی که آدم سرپاست
و به قول معروف سری تو سرا داره و سرش شلوغه
که همه دوسش دارن
عاشق اونه که تو روزای پرمشقت و تنهایی همدم آدم باشه
وگرنه همه بلدن
واسه روزای دلگیر و بارونی فصل خزون
همقدم پیدا کنن🚶🏻. . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_وای همش وای › 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_وای همش وای this is me
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_'یه دردایی هستن به اسم نمیدونم
این دکترای احمق فکر میکنن مشکلت افسردگیه
یا سادیسم شدید و اسکیزوفرنی یا حتی مازوخیسم
ولی تو مشکلت فقط نمیدونمه
نمیدونما عجیب مزهی زهرماری دارن
یه چیزی تو مایههای خوردن بستنی وانیلی یخ زده
با دهن پر خون و سردرد میگرنی
اونم وقتی که قشنگ حس میکنی یکی با مته برقی
رو مخت سمفونی خلق میکنه
دقیقا همینقدر زجر دهنده
دقیقا همینقدر نمیدونم🚶🏻. . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_اومدم براش مثل قدیم با ذوق ویس بگیرم
یادم اومد دیگه خیلی وقته شنوای حرفای یکی دیگس،
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_دلم بدون هیچ دلیل و مناسبتی گل میخواد
همینقدر گودی گودی و ناناییی🥲✨☁️💕
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』