eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
701 ویدیو
6 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبیلغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
_اومدم براش مثل قدیم با ذوق ویس بگیرم یادم اومد دیگه خیلی وقته شنوای حرفای یکی دیگس،𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
_دلم بدون هیچ دلیل و مناسبتی گل میخواد همینقدر گودی گودی و ناناییی🥲✨☁️💕𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
+واحد بغلیمون یه دختر داشتن اسمش مریم بود هرشب‌ ساعت دو به بعد سازش رو به رخمون میکشید شروع می‌کرد به زدن جآن مریم🌾✨'' حس می کردم خیلی خود شیفتس انگاری تو دنیا فقط این اسمش مریمه و بس میدونی با اینکه ازش زیاد خوشم نمیومد ولی حس خوبی داشتم نمی‌دونم چی‌چی بش میگین . . . کم کم عادت کرده بودم به صدای قدماش تو راه پله ها میدیدم پاهاشو چپ و راست میکنه باله بلد بود رقص پاهاشو به رخ پله ها می کشید . . . شبیه بقیه نبود، حتی گل سرخی های پیرهن چین دارش هم اینو لو میدادن ساده بود ساده تر از موهای فرفریش👩🏻‍🦱'' بوی خرمایی موهاش،مظلومیت چشماش، پیرهن گلداراش خنده و کرشمه هاش حاضر بودم یه جا بخرم دلم میخواست برم دم خونشون به باباش بگم: آقا این مریم گلیتون چند؟! تازه چند باری هم خواب دیدم ولی بد سیلی خوردم تو خواب جوری که اگه بیدار نمی‌شدم لال می شدم شبونه رفتن. . . . ولی من از پشت در شنیدم صدای پاهاشو دیگه به رخ پله ها نمی کشید علم غیب نداشتم، نه، ولی دم غروبی دیدم تو تراس نشسته داره جآن مریم میزنه میدونستم رفتنیه اومده بود ازم خداحافظی کنه ولی من تمام مدت حواسم پی موهاش بود همون لحظه دلم می خواست کل زندگیم رو بدم و برای یک دیقه هم که شده دست بکنم تو موهای فرش دستم گیر کنه دیگه در نیاد هی بخنده و بگه: شرمنده بخدا ولی خب همه میرن یه شب بدون صدا، بدون هیچ حرف و ادا کلا آدما میان که برن، از اون به بعد جآن مریم رو ساعت دو شب پلی میکنم « خوشه ی غم توی دلم زده جوونه دونه به دونه دل نمی دونه » حس میکنم خواننده میزنه پس گردنم و میگه: میدونه] بغض میکنم میگم:دِ نمیدونه . . . . 🌊' 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
اونجایی که معین زد میگه: هنوزتوذهنم ادامه داری میخوام فراموشت کنم اگه بذاره پاییز🍂! 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
Erfan TahmasbiDelgir.mp3
زمان: حجم: 7.9M
میترسم آخر یک نفر این خانه را ویران کند درد دلت را بشنود بهتر ز ما درمان کند🌊 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
تو یه صدایی. . . . مثل صدای شستن رخت تو دلم وقتی که اولین نخ سیگارمو تو زیرزمین خونمون دور از چشم همه کشیدم یه نگاهی. . . . مثل نگاه مشکوک مراقب کنکور ریاضی سال ٨٧ به من وقتی که کل ذهنم درگیر فهمیدن میانه‌ی داده های آماری ۴۰ ، ۳۵ ، ۵۸ ، ۴۱ ، ۱۱ و ۱۷ بود تو یه خوابی. . . . مثل خواب خون دماغ شدنم سر سفره‌ی افطاری مادرجون اینا تو روز آخر ماه رمضون تو تعبیر همون خوابی. . . . تو یه سایه‌ای روی دیوار کاهگلی عمو اینا درست وقتی که زنش سر زا رفت و دیگه برنگشت. . . . تو یه رد پایی رو ماسه‌های دریای شهسوار. . 🌊 همون روزی که مالک رفت تو آب و هیچوقت برنگشت تو همون باد مزخرفی توی چارشنبه‌سوری🌬 که وقتی مغازه‌ی دایی آتیش گرفته بود اینقدر شدید وزیدی که نزدیک بود خونه‌شونم تو آتیش بسوزه تو رنگ زرد صورت مادرمی. . . وقتی جلو مغازه‌ی آقای کوشا به خاطر فشار عصبی حالش بد شد و از حال رفت تو گریه‌های منی که حس میکردم دارم بی‌مادر میشم تو اون آب میوه‌ی فاسدی. . . . تو همون لات سر کوچه‌ای که هرروز با صدای مزخرف اگزوز موتورش خواهر کوچیکمو بی‌خواب میکرد تو یه صحنه‌ی تکرار شونده‌ی مزخرفی. . . . تو اون سرامیک خیس کف آشپزخونه‌ای. . . . که من به خاطر خوردن دو قاشق از غذای مورد علاقم دوئیدم سمت ماهیتابه سر خوردم و با مغز افتادم روش تو همون روانشناس بی مسئولیتی. . . که وقتی من با اون همه غم نشسته بودم روبروش و داشتم از دردام براش میگفتم همش به ساعت نگاه میکرد تو یه خشاب سرترالینی که خوردم بمیرم و نمردم تو یه مشت گزنه‌ای که وقتی از دوچرخه پرت شدم روش تا یه ماه سوزوندی منو « تا حالا چیزی جز حال بد واسم داشتی؟ تا حالا منو خندوندی؟ تا حالا منو بدون درد دیدی؟ تا حالا چسب زخم زدی رو زخمام؟ تا حالا وقتی یهو خوابم برده روم پتو انداختی؟ تا حالا توو چشمام خوشحالی کاشتی؟ تا حالا منو دیدی!؟ » ‹ نه › چون تو فقط خودتو میبینی. . . . تو فقط دوست داری خودت لذت ببری بدون اینکه برات حتی یه ذره حال من مهم باشه آدم اینقدر با خودش بد تا نمیکنه ها.. حواست هست!؟ من منو اذیت میکنه آدمی که حالش از خودش بهم میخوره . . . . از کی تا کی!؟ از کجا تا کجا این مدلی شدی منه احمقه من!؟ 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هوا یه جوریه که🌧 از یه طرف دلت میخواد دستاتو باز کنی و یه نفس عمیق بکشی و کل سرما و نامهربونی هوا رو بکشی تو ریه‌هات از یه طرفم دلت میخواد بشینی کنار بخاری و یه پتو بندازی رو خودت و تو غم‌و غصه های خودت فرو بری. . . › 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂