عرفان طهماسبی .Kojaei.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
من تاریکِ ، تاریکم . . .
જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂ᯓ
چاره ای نبود باید از هم دور میشدیم. . . .
هر چند هر دو میگفتیم این جدایی موقتیست
ولی دروغ چرا ترس دائمی شدنش همراهمون بود
روز آخر مثل همیشه کنار ساحل روی سنگ های بزرگ نشسته بودیم
و به دریا نگاه می کردیم
دستاش رو گرفتم و گفتم این روزا میگذره
روزای خوب برمیگرده
نمیزارم دوری رو حس کنی
خندید و گفت:
دوری که مرگ نیست
معلومه که از هم جدا نمیشیم
تازه از قدیم گفتن دوری و دوستی
این دوری باعث میشه بیشتر قدر همدیگه رو بدونیم
خندیدیم و دلمون یکمی آروم شد
وقتی از اون شهر رفتم سعی کردیم همه چیز مثل قبل بمونه
بگو بخندمون سر جاش بود. . . .
چه فرقی داشت به جای اینکه همدیگه رو ببینیم،
صدای هم رو فقط میشنیدیم
درد و دلهامون سر جاش بود. . . .
چه فرقی داشت به جای کافه نشینی بهم پیام می دادیم
چه فرقی داشت که. . . .
دروغ چرا فرق داشت
خیلی فرق داشت؛
بهونه گیری ها شروع شد. . . .
روز به روز همه چیز بدتر می شد
همه چیز سردتر می شد
شده بودیم قطب جنوب
انگار با پاک کن افتاده باشن به جون دوست داشتنمون
روز به روز کمرنگ تر می شد
آنقدر کمرنگ که دیگه ردی از اون روزا و اون احساس نموند. . .
آن روزها به حرف های کنار ساحل فکر می کردم
ولی این بار تو ذهنم کسی تکرار می کرد:
" دوری دوستی نمی آورد، فراموشی می آورد. دوری خود مرگ است "
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
شاعر میگه که :
لاله دیدم روی زیبای توام آمد به یاد
شعله دیدم سرکشیهای توام آمد به یاد🌊(:
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
لاله دیدم روی زیبای توام آمد به یاد شعله دیدم سرکشیهای توام آمد به یاد🌊(:
سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند
روی و موی مجلسآرای توام آمد به یاد ☁️(:
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند روی و موی مجلسآرای توام آمد به یاد ☁️(:
بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم
لرزش زلف سمنسای توام آمد به یاد🍃((:
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم لرزش زلف سمنسای توام آمد به یاد🍃((:
در چمن پروانهای آمد ولی ننشسته رفت
با حریفان قهر بیجای توام آمد به یاد🦋🔗(:
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
در چمن پروانهای آمد ولی ننشسته رفت با حریفان قهر بیجای توام آمد به یاد🦋🔗(:
از بر صید افکنی آهوی سرمستی رمید
اجتناب رغبتافزای توام آمد به یاد (((: