『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
- بایکیدیگهبخندی؟ ' من ميميرم هما ، જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂🤍☁️ᯓ
آن شبِ بارانی را یادت هست ؟
همانشبیکهجدی جدی تورا بارانبهباران گریه کردم را میگویم؛
بخاطرِ کم بودنهایت چشم هایم بارانی بود
همانلحظه بخاطرِ عصبانیت گفتم :
میخوآهم بروم ؛
مکثِکوتاهی کردی و گفتی :
برو ، خدابههمراهت . . . 🍂
یادتمیآید بعد از اینجمله تمامِ تنم یخ کرد و حرفزدن را یادم رفته بود؟
چون انتظارِ همچین جوابی را نداشتم،
خیآل میکردم مانندِ نادر که به هما میگفت :
بمان، من بی تو زندگی را میخوآهم چکار ؟
تو هم بگویی : بمان عزیزِ من ، تمامِروزهایم در آغوشِ تو گذشت،
از این جهانِ بیرحم فقط همدیگر را داریم ،
آدمهایی که رفتند به هیچجایی نرسیدند، پس بمان ، اما نگفتی . . .
رآستی، نکند عشقُوصال فقط در فیلم و دآستان هاست🎞📽'
જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂ᯓ
و به زودی همهی ما زیر خاک خواهیم خفت،
ما که هرگز به هم مجال ندادیم روی آن بیارامیم
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
و از سر نمیروی . . . چگونه از دل برانمت ؟🌱Ꞌꞌ ⸱ ִֶָ
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
من ماندم و من ،
من از من رنجیده و هیچکس نیست
پادرمیانی کند ؛
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم
حس خوبیست که من این، همه بی آزارم
خوش ندارم به کسی قولی و قلبیبدهم
که به یک حادثه روزی دل از او بردارم
این دلیلیست که در این سفر تنهایی
از مسیری که به عشقی برسد بیزارم . . . ᯒ
જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂ᯓ