من ماندم و من ،
من از من رنجیده و هیچکس نیست
پادرمیانی کند ؛
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم
حس خوبیست که من این، همه بی آزارم
خوش ندارم به کسی قولی و قلبیبدهم
که به یک حادثه روزی دل از او بردارم
این دلیلیست که در این سفر تنهایی
از مسیری که به عشقی برسد بیزارم . . . ᯒ
જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂ᯓ
گاهی یه حرفایی رو نمیشه زد
یه اشکایی رو نمیشه ریخت . . .
مثل جایی که هوشنگ ابتهاج میگه :
سال ها ناگفته ماند این شرحِ درد
سالها. . . "(:
જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂ᯓ
تو که یک روز پراکنده نبودهست دلت
صورتِ حالِ پراکندهدلان کِی دانی . . . ؟!
જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂ᯓ
زخم ها
حافظه دارند
پس از خوب شدن هم
به یاد می آورند
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
تو قرار نیست به دل همه بشینی؛
قرار نیست همه عاشقت باشن؛
قرار نیست همه دنبالت باشن؛
هیچکدوم قرار نیست ؛
قرار نیست همه بهت احترام بزارن؛
تو هرچیزی استثنا هست ،
حتی اگه تو بهترین آدم روی زمین هم باشی ،
بازم یه عده پیدا میشن که ازت بدشون بیاد؛
تو فقط باید به دل خودت بشینی!
همین و بس؛☁️🌿'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』