فریدون مشیری عجب با سوز و بغض
حرف دلش رو زده اونجایی که میگه :
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
فریدون مشیری عجب با سوز و بغض حرف دلش رو زده اونجایی که میگه :
در خموشیهای من فریادهاست
آنکه دریابد چه میگویم کجاست🌿. . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
- هرچی بشه هنوزم قول انگشتی رو جدی میگیرم>>🦋Ꞌꞌ ⸱ ִֶָ
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
گر چه کاشانۀ دل، خاص غم مهر تو نیست
پس، چرا مهر تو را بر در این خانه زدند✨☁️؟
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
عشق را در سرم دفن کردم؛
از من پرسیدند چرا سرم شکوفه داده است🌱✨؟
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
دوست داشتن
شبیه آخرین چکّهی آبی است
که مسافر مانده در بیابان را به آبادی میرساند
شبیه آخرین کبریت یک کوهنورد گم کرده راه
در لبه ی پرتگاه دور و سرد
شبیه جُستن کوره راهی در جنگل🌳
و دستانداختن به آخرین تکه تختهای که موجها میآورند🌊
شبیه شعری است
در حاشیه ی کتابی کهنه
به دست خطی آشنا🤎. . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』