گرچه یادی نکند پیش خود ؛ اما
همه شب
دم به دم
خاطر او میگذرد از نظرم
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
نوشته وقتی محمود درویش شاعر فلسطینی عاشق ریتای اسرائیلی شد برای او نوشت :
«من بر خلاف قبیله و وطن و باورهامون عاشقت شدم؛
ولی میترسم تو روزی مرا ناامید کنی. . . »
بعدها که متوجه شد ریتا جاسوس اسرائیل بوده، برایش نوشت :
«حس میکنم وطنم دوباره اشغال شده است؛
شاید برای تو چیز مهمی نبود
ولی آن قلب من بود❤️🩹 . . . »
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
هَمهی ما
فَقَط دو نوع شَب دَر زِندگیمان داریم ؛
شَبی که میخواهیم زودتَر صُبح شَود ،
وَ شَبی که هیچگاه دوست نَداریم به صُبح بِرِسَد. . .
وَ مَرز بین اینها
تَنها یک "او" ست. . .
که بَستِگی دارد مانده باشَد ،
یا رَفته باشَد🌿. . .!
آخرین شَبِ اسفندماهِتون بخیر 🌒☁️'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_سردترین لحظه ها و ساعتای ¹⁴⁰² هم داره میگذره• داره نفس های آخرش رو میکشه☁️🌿 زمستون چمدونش رو بسته
_آخرین لحظه ها و دقایق ¹⁴⁰³ هم داره میگذره•
¹⁴⁰³ با تموم قشنگیاش ، سختیهاش ،
ناراحتیاش داره تموم و میشه و سالنو یه دلیل برای
یه شروع بهتر از سال قبله. . .
خلاصه که عید و بهارتون کلی مبارک عزیزای دل🤍✨
نزدیک دو ساله که کنارمونید🫀
دو سالی که پر بود از اتفاق های خوب و بد
امیدوارم حال دلتون تو سال جدید کُلی خوب باشه
و غصه ازتون دور. . . '
[عیدتون مبارکا اَهالیِ آندرومِدا 💚☁️]
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیوسته بر لب❤️🔥. . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم. . . '
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این نگاهم زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم.
این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من !