eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
700 ویدیو
6 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبیلغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
- می‌سپارم کشور دل‌🤍 را به دستانت ولی خواهشا مانند مسئولان ایرانی نباش🦦 . . . '𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
قیامت کرده رویایت سکوتت صور اسرافیل قیامت قامتی بر پا شد از جنجال ِچشمانت🧡 '𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
سالها بود که ندیده بودمش ، دیگه‌ کم‌کم داشتم فراموشش میکردم حتی وقتی خاطراتشو مرور میکردم ی چهره تار
- تو راسته بازار حاج عبدالله یه گلفروشی بود هر روز ك از حجره فرش فروشی آ سید مَمّد برمیگشتم ؛ از جلوی گلفروشی رد میشدم و چشمم میفتاد به دختر ریزه میزۀ فروشنده . . . ' از ملاحت چهره‌ش خوشم میومد یه جورایی خستگی اون حجره رو از تنم درمیاورد ! پیش نیومده بود همکلامش شم یه روز به مناسبت روز مادر رفتم تو مغازش سلام کردم ، سر تکون داد ؛ گفتم یه دسته گل میخوام واسه مادرم لبخندی زد و توی دفترچه یادداشتی یه چیزی نوشت و گرفت جلوم : گلاتونو انتخاب کنید ! متعجب نگاش کردم ، با اشاره گلا رو نشونم داد اون نمیتونست حرف بزنه ! هاج و واج چند شاخه گل برداشتم خیلی قشنگ دسته‌شون کرد و داد دستم💐 ' شب خوابم نبرد ، دلبر گلفروش من لال بود و من نمیدونستم ؛ هر روز به یه بهانه رفتم مغازه و با نوشتن باهاش حرف میزدم . دلم رفته بود واسه چشاش🤎 و حرفای خوش خطش ، تصمیممو گرفته بودم چند روزی نرم گلفروشی . . .' از دور می‌دیدم ساعت 5 عصر در ‌ِمغازه منتظره بعد از 7 روز رفتم گلفروشی ، اخم کرده بود رو کاغذ نوشتم : یه دسته گل بزرگ میخوام واسه خواستگاری سلیقۀ خودتون باشه ؛ غمگین نگاهم کرد رفت سراغ گلا و یه سبد خوشگل درست کرد تو دفترچش نوشت مبارک باشه ! غم چشماش دلمو بیشتر لرزوند. . . ' سبد رو گرفتم از دستشو دوباره دادم دستش مات نگاهم کرد رو کاغذ نوشتم : زن من میشی ؟ بخدا قسم لبخندش قشنگ تر از همه‌ی گلای گلفروشی بود ؛ نوشتم براش : تو این دنیای پر هیاهو ، خوبه ك حرف نمیزنی خوبه ك مهربونیاتو مینویسی و بی ریا هدیه میدی به آدما . . چند ساله از ازدواجمون گذشته و من هنوز عاشق سکوت لباشو صدای چشاشم💙🌊' 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
دوربینت را جلوی صورت ‌ِماهت بگیر ، دست و پا گم میکنم وقتی که عکاسم تویی 📸 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
عاشقش بودمو او قدِ بزی فهم نداشت ؛ چه کنم‌ باز که او حبه ی انگور من است . . . 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
باز با یک بوسه مستم کرده ای مه روی من مانده ام تا چل شب دیگر نمازم باطل است ؟𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂