- میسپارم کشور دل🤍 را به دستانت ولی
خواهشا مانند مسئولان ایرانی نباش🦦 . . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
قیامت کرده رویایت سکوتت صور اسرافیل
قیامت قامتی بر پا شد از جنجال ِچشمانت🧡 '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
Kasra ZahediKasra-ZahediMan-Deli-Ra-Mishekastam-Demo-128.mp3
زمان:
حجم:
370.4K
من دلی را میشکستم
که پناهم میشد
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
سالها بود که ندیده بودمش ، دیگه کمکم داشتم فراموشش میکردم حتی وقتی خاطراتشو مرور میکردم ی چهره تار
- تو راسته بازار حاج عبدالله یه گلفروشی بود
هر روز ك از حجره فرش فروشی آ سید مَمّد برمیگشتم ؛
از جلوی گلفروشی رد میشدم و چشمم میفتاد
به دختر ریزه میزۀ فروشنده . . . '
از ملاحت چهرهش خوشم میومد یه جورایی خستگی
اون حجره رو از تنم درمیاورد !
پیش نیومده بود همکلامش شم
یه روز به مناسبت روز مادر رفتم تو مغازش
سلام کردم ، سر تکون داد ؛
گفتم یه دسته گل میخوام واسه مادرم
لبخندی زد و توی دفترچه یادداشتی یه چیزی نوشت و گرفت جلوم :
گلاتونو انتخاب کنید !
متعجب نگاش کردم ،
با اشاره گلا رو نشونم داد
اون نمیتونست حرف بزنه !
هاج و واج چند شاخه گل برداشتم
خیلی قشنگ دستهشون کرد و داد دستم💐 '
شب خوابم نبرد ،
دلبر گلفروش من لال بود و من نمیدونستم ؛
هر روز به یه بهانه رفتم مغازه و با نوشتن باهاش حرف میزدم .
دلم رفته بود واسه چشاش🤎
و حرفای خوش خطش ،
تصمیممو گرفته بودم چند روزی نرم گلفروشی . . .'
از دور میدیدم ساعت 5 عصر در ِمغازه منتظره
بعد از 7 روز رفتم گلفروشی ، اخم کرده بود
رو کاغذ نوشتم :
یه دسته گل بزرگ میخوام واسه خواستگاری سلیقۀ خودتون باشه ؛
غمگین نگاهم کرد
رفت سراغ گلا و یه سبد خوشگل درست کرد
تو دفترچش نوشت مبارک باشه !
غم چشماش دلمو بیشتر لرزوند. . . '
سبد رو گرفتم از دستشو دوباره دادم دستش
مات نگاهم کرد رو کاغذ نوشتم :
زن من میشی ؟
بخدا قسم لبخندش قشنگ تر از همهی گلای گلفروشی بود ؛
نوشتم براش :
تو این دنیای پر هیاهو ، خوبه ك حرف نمیزنی
خوبه ك مهربونیاتو مینویسی و بی ریا هدیه میدی به آدما . .
چند ساله از ازدواجمون گذشته و
من هنوز عاشق سکوت لباشو صدای چشاشم💙🌊'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
< دستهای تو >' انگار پرچمهای صلحاند🏳 بر خرابهٔ روزهای من . . .'
دستتو ، دورم نگه دار ؛
من یه شمعِ رو به بادم .🦋
دوربینت را جلوی صورت ِماهت بگیر ،
دست و پا گم میکنم وقتی که عکاسم تویی 📸
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
عاشقش بودمو او قدِ بزی فهم نداشت ؛
چه کنم باز که او حبه ی انگور من است . . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
باز با یک بوسه مستم کرده ای مه روی من
مانده ام تا چل شب دیگر نمازم باطل است ؟
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』