گاهی میاندیشم
درختی که تنها بالای کوه زندگی میکند
چرا از جنگل فرار کرده🌳؟!
'آلبر کامو'
من دعاگوی توام هر شب و شب میداند
دل ما قبل تو انقدر مناجات نداشت. . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_تو مثل نواختن کلاویه های پیانو زیبایی🎹 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_تو مثل نواختن کلاویه های پیانو زیبایی🎹
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
یه استاد باحال داشتیم
یه روز یکی از پسرای کلاس ازش سوال کرد :
- چطور بهش بگم دوسش دارم ؟
- جواب داد : چشمها فریاد میزنن
اگه از چشمات نفهمید ،
یا چشمای تو مشکل داره یا طرف خیلی گاوه . . . '
کلاس از خنده رفت رو هوا پسره از جاش بلند شد
و رو به روی دختره وایستاد و گفت :
‹ خوب به چشمام نگاه کن !
این جفت تیلههای مشکی داد نمیزنن که
جونمم برات میدم خانوم ؟ : )🤎›
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
- یه صورت معمولی داشت ، با چشمای معمولی و مهربون ؛ امّا امّا قشنگ میخندید . . انقد قشنگ میخندید که
داشتم برگه های دانشجوهامو تصحیح میکردم
یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد . . .
به هیچ کدوم از سوالها جواب نداده بود
فقط زیر سوال آخر نوشته بود :
نه بابام مریض بوده ، نه مامانم همه صحیح و سالمن شکر خدا .
تصادف هم نکردم ، خواب هم نموندم ،
اتفاق بدی هم نیفتاده . دیشب تولد عشقم بود .
گفتم سنگ تموم بذارم براش .
بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچه ها .
بزن و برقص . شام هم بردمش نایب و یه کباب
و جوجه ترکیبی زدیم . بعد گفت : بریم دربند ؟
پوست دستمون از سرما ترک برداشت
ولی می ارزید .
مخصوصن باقالی و لبوی داغ چرخی های ِسر میدون .
بعدش بهونه کرد بریم امامزاده صالح ،
دعا کنیم به هم برسیم ✨
دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون
ساعت شده بود یک شب .
راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم .
یعنی لای جزوتم باز کردما ،
اما همش یاد قیافش می افتادم !
وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش .
خندهام می گرفت و حواسم پرت می شد .
یهویی هم خوابم برد . بیهوش شدم انگار .
حالا نمره هم ندادی نده ، فدا سرت .
یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش .
فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده .
یه وقت ناراحت نشی . . . '
چند سال بعد تو یک دانشگاه دیگه از پشت زد روی شونهم
گفت : اون بیستی که دادی خیلی چسبید
گفتم : اگه لای ِبرگهت یه تیکه لبو می پیچیدی برام
بهت صد می دادم بچه'
خندید و دست انداخت دور گردنم .
گفت : بچمون هفت ماهشه استاد ؛
باورت میشه💜 ؟
عکسش رو از روی گوشیش نشونم داد. خندیدم ..
گفت: «این موهات رو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که.»... نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط. نشست کنارم .
دلم میخاست براش بگویم که یک شبی هم تولد عشق من بود
که خودش نبود،
دورهمی نبود،
نایب نبود،
دربند نبود،
امامزاده صالح نبود،
فقط سرد بود ... :)!
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
دیالوگ ماندگار با صدای مرد خاکستری. . . . જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂ᯓ
161.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیالوگ ماندگار با صدای مرد خاکستری. . . .
જ⁀➴𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂ᯓ
هر از گاهی نگاهی داخل آیینه کن شاید🪞 ،
ببینی از چه میگیرد زبانم وقت دیدارت
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت ،
عمریست که عمرم همه در کار ِدعا رفت🌿💚'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
از نفت گفتن جنبهی رد گم کنی داشت
چشمش برای رونق ِاهواز کافی است🌒 •
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』