eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
700 ویدیو
6 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبیلغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
گاهی می‌اندیشم درختی که تنها بالای کوه زندگی می‌کند ‏چرا از جنگل فرار کرده🌳؟! ‏'آلبر کامو'
من دعاگوی تو‌ام هر شب و شب می‌داند دل ما قبل تو انقدر مناجات نداشت. . . ' 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
یه‌ استاد‌ باحال‌ داشتیم‌ یه‌ روز‌ یکی‌ از‌ پسرای‌ کلاس‌ ازش‌ سوال‌ کرد : - چطور‌ بهش‌ بگم‌ دوسش‌ دارم ؟ - جواب‌ داد : چشم‌ها‌ فریاد‌ میزنن اگه‌ از‌ چشمات‌ نفهمید ، یا‌ چشمای‌ تو‌ مشکل‌ داره‌ یا‌ طرف‌ خیلی‌ گاوه . . . ' کلاس‌ از‌ خنده‌ رفت‌ رو‌ هوا‌ پسره‌ از‌ جاش‌ بلند‌ شد و‌ رو به‌ روی‌ دختره‌ وایستاد‌ و‌ گفت : ‹ خوب‌ به‌ چشمام‌ نگاه‌ کن‌ ! این‌ جفت‌ تیله‌های‌ مشکی‌ داد‌ نمیزنن‌ که‌ جونمم‌ برات‌ میدم‌ خانوم ؟ : )🤎›𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
- یه صورت معمولی داشت ، با چشمای معمولی و مهربون ؛ امّا امّا قشنگ می‌خندید . . انقد قشنگ می‌خندید که
داشتم برگه های دانشجوهامو تصحیح میکردم یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد . . . به هیچ کدوم از سوال‌ها جواب نداده بود فقط زیر سوال آخر نوشته بود : نه بابام مریض بوده ، نه مامانم همه صحیح و سالمن شکر خدا . تصادف هم نکردم ، خواب هم نموندم ، اتفاق بدی هم نیفتاده . دیشب تولد عشقم بود . گفتم سنگ تموم بذارم براش . بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچه ها . بزن و برقص . شام هم بردمش نایب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم . بعد گفت : بریم دربند ؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشت ولی می ارزید . مخصوصن باقالی و لبوی داغ چرخی های ِسر میدون . بعدش بهونه کرد بریم امامزاده صالح ، دعا کنیم به هم برسیم ✨ دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون ساعت شده بود یک شب . راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم . یعنی لای جزوتم باز کردما ، اما همش یاد قیافش می افتادم ! وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش . خنده‌ام می گرفت و حواسم پرت می شد . یهویی هم خوابم برد . بیهوش شدم انگار . حالا نمره هم ندادی نده ، فدا سرت . یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش . فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده . یه وقت ناراحت نشی . . . ‌' چند سال بعد تو یک دانشگاه دیگه از پشت زد روی شونه‌م گفت : اون بیستی که دادی خیلی چسبید گفتم : اگه لای ِبرگه‌ت یه تیکه لبو می پیچیدی برام بهت صد می دادم بچه' خندید و دست انداخت دور گردنم‌ . گفت‌ : بچمون هفت ماهشه استاد ؛ باورت میشه💜 ؟ عکسش رو از روی گوشیش نشونم داد. خندیدم .. گفت: «این موهات رو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که.»... نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط. نشست کنارم . دلم میخاست براش بگویم که یک شبی هم تولد عشق من بود که خودش نبود، دورهمی نبود، نایب نبود، دربند نبود، امامزاده صالح نبود، فقط سرد بود ... :)!𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
هر از گاهی نگاهی داخل آیینه کن شاید🪞 ، ببینی از چه می‌گیرد زبانم وقت دیدارت𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت ، عمری‌ست که عمرم همه در کار ِدعا رفت🌿💚'𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
از نفت گفتن جنبه‌ی رد گم کنی داشت چشمش برای رونق ‌ِاهواز کافی است🌒 • 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂