eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
700 ویدیو
6 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبیلغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه رو تک نیمکت آسایشگاه می‌نشست . آروم ، بقیه رو نگاه میکرد . اینقدر نگاه میکرد که شب می‌شد میرفت تو اتاقش . یه روز نشستم بغلش گفتم" چیو نگاه میکنی ؟" گفت " آدمارو ." گفتم " منظورت دیوونه هاس دیگ ؟" خندید دستشو کشید بغل لبش " هه ، دیوونه !" گفتم " چیه ؟" گفت " هیچی مزاحم نشو بزار دیوونه هارو ببینم ." گفتم " اصلا ، تو واسه چی اینجایی ؟ بهت نمیاد دیوونه باشی ..." یکم چرخید سمتم " من از همه‌ی اینا دیوونه ترم ." گفتم " اداشونو در میاری ؟! تو که سالمی .. نمیخوای بری بیرون ؟" بلند خندید ،" بیرون ؟ میدونی من برم بیرون چی میشه ؟ همین که اکسیژن خارج از اینجا رو بخوام نفس بکشم دستبند میزنن میبرنم . اینجا خیلی از اتاقای تاریک اونجا بهتره .." متعجب نگاش میکردم ؛ دو تا دستاشو کشید تو موهای یه سانتیش ادامه داد " خب حالا میدونی چرا ؟ چون من ابدو یک روز خوردم . میدونی یعنی چی ؟ یعنی تا یک روز بعد مرگمم باید تو اون خراب شده بمونم ." فقط تونستم زمزمه کنم " چرا ؟" زل زد به روبروش " به خاطره اینکه ک ش ت مش . من نمیخواستمااا ،." صداش خش افتاد .. " بابا من اونو از خودمم بیشتر میخواستم ." چشماش پر اشک شد " میدونی چیکار کرد ؟ هه " بلند شد راه افتاد سمت اتاقش، بلند پرسیدم " اسمت چی بود ؟" گفت " یادم نیست ..." بعدا وقتی داشتم پرونده هارو نگاه میکردم دیدم ، سیاوش طهرانی .. لیسانس ادبیات نمایشی .. قسمت توضیحات بیماری خالی بود ..
من که قلبممممم رفت واسه اینا🥲🥺 چه گشنگوکه🤍✨
_از قشنگیای کتابی که شروع کردم به خوندن🌱✨
- من از برایِ مصلحت ، در حبس دنیا مانده‌ام :)!
چیست دریا؟ _چشمِ پر اشكِ زمین در نگاهش آرزویی ته نشین