میان استخوان های
خرد شده ایم اما؛
'امید'
تقلا می کند برای
روییدن!🌱
سفر کردم؛ که یابم، بلکه یارم را
نجستم یار وُ گم کردم، دیارم را
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
سفر کردم؛ که یابم، بلکه یارم را نجستم یار وُ گم کردم، دیارم را
از آن روزی؛ که من بارِ سفر بستم
به هر جایی که رفتم؛ در به در هستم
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
از آن روزی؛ که من بارِ سفر بستم به هر جایی که رفتم؛ در به در هستم
فراموشم مکن! من؛ یارِ دیرینه ام
بیا! خالیست، جایِ تو به بالینم
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
فراموشم مکن! من؛ یارِ دیرینه ام بیا! خالیست، جایِ تو به بالینم
تو را در خواب های خویش؛ می بینم
در آغوشم بگیر؛ از خود رهایم کن