『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
سفر کردم؛ که یابم، بلکه یارم را نجستم یار وُ گم کردم، دیارم را
از آن روزی؛ که من بارِ سفر بستم
به هر جایی که رفتم؛ در به در هستم
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
از آن روزی؛ که من بارِ سفر بستم به هر جایی که رفتم؛ در به در هستم
فراموشم مکن! من؛ یارِ دیرینه ام
بیا! خالیست، جایِ تو به بالینم
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
فراموشم مکن! من؛ یارِ دیرینه ام بیا! خالیست، جایِ تو به بالینم
تو را در خواب های خویش؛ می بینم
در آغوشم بگیر؛ از خود رهایم کن
اگه منو بکارن گیاهی در میاد با ریشه های غم و درد، برگای بیخوابی و دلتنگی و اضطراب، ساقهی بلاتکلیفی و سردرگمی و میوه های امید-!
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_خوش اومدین💛✨! ³⁸³.
_خوش اومدین🤍🍬! ⁴¹⁸.
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
- میگه ك :
همه چيز از غمهای كوچك شروع میشود ؛ همين ك دستتان بلرزد و ليوان آب سر بخورد ، همين ك درِ ورودی خانه را محكم ببندی ، همين ك يكی از دكمههای پيراهن هر روز جا بماند ، همين ك يادت نباشد كليد را كجا گذاشتی ، همين ك مدتی طولانی در جمع حرف نزنید . اين شروع فاصله است ، بينِ خودتان و اميد . مهم نیست چه اتفاقی در حال وقوع است ، شما نابودش كنيد .. زندگی بدون نشانههای وابستهاش ، شبيه به مرگی تدريجیست ! از چيزهای كوچك بيشتر بترسيم .🍃