خبرت هست که دلتنگِ نگاهت شده ام؟
بی قراره توُ چَشمانِ سیاهت شده ام .
خبرت هست دلم،مستِ حضور تو شده؟
عاشق و شیفته ی زنگِ صدایت شده ام .
خبرت هست که بارانُ بهارم شده ای؟
چون پرستوی مهاجر،نگرانت شده ام..(:
از پشتِ تریبونِ دلم،عشق چُنین گفت
محبوبِ تو زیباست؛قشنگ است،ملیح است
اعضای وجودم همه فریاد کشیدند
احسنت صحیح است،صحیح است،صحیح است:)
یکی از ساده ترین لذت های زندگی ، خوندن کتاب توی هوای بارونی و دلگیره :)