eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
700 ویدیو
6 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبیلغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
با موهاش شعر بافتم ؛ رفت‌و موهاشو كوتاه كرد
_اینم سَهمه ما از برف امروز❄️🤍 که زیاد عمر نکرد و آفتاب آبش کرد
تو در خیالاتِ من به تکرارِ غلیظ دچاری!
یادمه آقاجون یه آینه ی گرد دالبری سبز رنگ می گرفت دستش و مینشست لب باغچه روی اون بلوکای شطرنجی! مادرجون هم شونه و قیچی به دست می ایستاد پشت سرش و سر و گردن آقاجون رو اصلاح میکرد.. همیشه ی خدا هم غر غر آقاجون به راه بود که ببین چه کردی خاتون! خط گردنم کجه و سرمو زخم و زیلی کردی.. مادرجون هم کم نمیاورد و میگفت : کله ی تو کج و کوله س.. به من چه! تا شبم سر هم نق میزدن و دوهفته بعد بازم آقاجون لب باغچه آینه بدست نشسته بود.! چند سال بعد که آقاجون رفت آسمون، یادمه مادرجون هر روز مینشست لب باغچه، آینه ی آقاجون رو میگرفت دستش و زیر لب حرف میزد.. یه روز پرسیدم مادرجون ؟ چی تو این آینه میبینی که تموم نمیشه؟ آینه رو‌ داد دستم و گفت : آدمی وقتی دلش پیش کسی گیره ،خودشو از یاد می بره! به هر جا نگاه میکنه اونو میبینه.. به آینه هم که نگاه میکنه شکل و شمایل خودشو یادش میره.. هرچی میبینه چشمای همون که حواسشو پرت از دنیا کرده! چشمای آقاجونت تو تمام آینه های این خونه س.. مادرجون رفت و من به آینه نگاه کردم.. تو با لبخند به من زل زده بودی..!