eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
700 ویدیو
6 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبیلغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
‏اگه دوست نداشته باشه هر کاری ام بکنی بازم دوست نداره به زبان ریاضی:
پانزده روز آخر اسفند عجیب بهانه گیر است . .عجیب ناسازگار است نه سال جدید تحویلش می‌گیرد نه سالِ کهنه گردنش !پانزده روز آخر همه به فکرنوکردن و نو شدن خودشان هستند حالِ‌آقا جون شمس الله بعدمامان پروانه‌ هم مثل همین پانزده روز بی صاحب قبل تحویل سال بود و امان از آب و‌ هوای بی عشق! برشی از کتابِ «عشق همه چیز را توجیه‌می‌کند!»📚
32.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
« لیلا همه ی قشنگی های دنیا بود. چشم هاش من رو غرق میکرد تو عمق دریاها،ابروهاش یادم رو می کشید لابلای کشیدگیِ ابرها،حرف زدنش، آخ(: حرف زدنش صدای برف پاک کن بود زیر قطره ها ، راه رفتنش ، راه رفتنش ...»
+ بابا بزرگ وقتی با قیچی می افتاد به جون باغچه می‌گفت :  بابا جان بعضی شاخه‌ها باید چیده بشه ؛ مرتب بشه ، بهش رسیدگی بشه . تا بقیشون گل بدن :)! یه روز که با قیچی موهای مادربزرگ رو می چید پرسیدم: بابا بزرگ موهای ماماجون رو کوتاهشون می کنی ك گل بدن ؟ خندید ؛ به‌جا‌ی‌موهای‌مامانبزرگ ؛ لپ های دو تاشون گل داده‌بود :)! ♥️'🌱'
گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی ، باهاش میرفتی گذشته یا آینده ؟ + دستامو دور لیوانِ چای سفت حلقه کرده بودم ، نگاش کردم ، گفتم : هیچ‌کدوم ! - گفت : دِ بگو دیگه ، یکیشونه انتخاب کن ! + گفتم : اگه ماشین زمان داشتم ، نه می‌رفتم گذشته ، نه می‌رفتم آینده ! - گفت : پس چیکار می‌کردی دیوونه ؟! + گفتم : زمان رو همین‌ جا متوقف می‌کردم و تا ابد به بهونه‌ی سرد شدنِ این فنجون چای همین‌ جا پیش تو می‌موندم!🤍✨
[شکوِه‌ها دارد دلم از طاقتِ بسیارِ خویش.]
و زندگی؛ دویدن های پیوسته است ☁️! •
’'می‌گویند همسر حمیدِ مصدق، لاله خانم. روزی در ورودیِ سالن خانه‌شان با خط درشت نوشته بود : «حمید بیماری قلبی دارد،لطفا مراعات کنیدو بیرون از خانه سیگار بکشید» خودِ حمید مصدق هم می‌اومد بیرون سیگار میکشید ؛ و میگفت به احترامِ لاله خانم است)!📼'🌱’'