_هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد؟
خستهی من نیم جانی داشت احوالش چه شد؟🌾
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_تو مثل نواختن کلاویه های پیانو زیبایی🎹
_آندرومِدا
گردنت کج میشود،یک شهر می ریزد به هم♥️
﴿تا که می ریزد چنین آن زلف زیبا یک طرف 👀🫀﴾
﴿گر چه از شَهرِ تو تا خانهی🌿 ما فاصِلههاست
تو وَلی ؛ دُخترِ هَمسایهی اَشعارِ مَنی💕🦦 ...﴾
وحشت از عشق که نه!👀
ترس من از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه!
ترس من از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم!
صحبت از خاطره هاست🎞
صبحت از کشتنِ
نا خواسته عاطفه هاست
کوله باریست پر از هیچ
که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست'
مقصر دل دیوانه ماست❤️🔥
_از کناࢪت مۍروم مࢪگ دلم یعنۍ همین،
عاشقت باشم ولۍ ࢪفتن صلاح ما شود!
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_جناب شاعرمیگه که:
_با شمایم نشنیدید ؟ جوابم بدهید
تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید
تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد🍃
دست کم آب ندادید سرابم بدهید
سال ها هست که این شهر به خود مست ندید
عقل ارزانی تان باد شرابم بدهید