یک لحظه باد ، روسریاش را کنار زد ؛
از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد♥️☁️..!
- من که نه! قلبم به تو نیاز داشت . .
‹ نبودی!
من برایِ درد هایِ قلبم تو نبودنت
هزاران بار بغض کردم!
نتونستم نجاتش بدم مُرد .
اومدنت دردی رو از یک آدم بدونِ
قلب دوا نمیکنه هیچوقت نیا : )!💙🗞 ›
اوج دلبری کردن فقط اونجاست ك نزار قبانی میگه :
تو آخرین سرزمینی ،
باقی مانده در جغرافیای آزادی ،
تو آخرین وطنی هستی ،
که از ترس و گرسنگی ایمنم میکند ،
تو واپسین خوشه ،
و واپسین ماه ،
واپسین کبوتر ،
واپسین ابر ،
تو واپسین شکوفهای هستی که بوییدهام ،
و واپسین کتابی که خواندهام ،
آخرین واژهای که نوشتهام : )!🫂'🫀
اونجاکهنیمایوشیجمیگه:
به تو که میرسم، مکث میکنم
انگار در زیبایی ات چیزی جا گذاشتهام
مثلا در صدایت آرامش
یا در چشم هایت زندگی🍂📽''
- اگر کسی میتوانست مرا نجات بدهد، آن فرد تو بودی.
همه چیز را از دست داده ام ؛ جز ایمان به خوب بودنِ تو ...✨
- ویرجینیا وولف
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
مجلس شورای قلبم طرح چشمت را که دید ؛ با سه فوریت به مجنونِ تو گشتن رای داد 💙🔗:) 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
لشکرِ چشمت همه دار و ندارم را گرفت ؛
گرچه قبلا گفته بودی فکرِ غارت نیستم👀🤎..!
_بابام میگه تو که سنتی ازدواج نمیکنی حداقل صنعتی ازدواج کن
میگم صنعتی دیگه چه مدلیه؟
میگه بگرد دختر کارخونه داری چیزی پیدا کن
از این فلاکت نجات پیدا کنی علاف و بیکار...•