من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت!
با شانه شبی راهی زلفت شدم اما ♥️...
من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت!
در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت !
میخواست بکوشد به فراموشی ات این شعر📃
سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت ...!!!
_محمدسلمانی
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بوی عیدی . .
بوی توپ . .
بوی کاغذ رنگی🤍🪴!(:
‹ از پیری پرسیدند
عشق را چگونه دریافتی گفت:
عشق چیزی نیست جز ؛
وابستگی چشم هایمان به دیدن یکی :))! ›
‹ گر درد شوی زهر شوی پنجهِ به قلبم بکشی ،
من باز تو ُ را باز تو ُ را باز تو ُ را میخواهم !'♥️ ›
https://daigo.ir/secret/926081658
_یه جمله تو آخرین روز¹⁴⁰²بهم بگو تا بمونه به یادگار از امسال☁️💕🌿
- حتی اگر از دوریت این دل بمیرد عاشق
محال است که فراموشی بگیرد🎞🤎 :)!
_فقط اونجا که شادمهر میگه:
اگه تا آخر این ترانه با من باشی
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا میسازم :)