_من همیشه حضور داشتمو همیشه لبریز
بودم از دلواپسی برای بقیه،
نه خودم؛ من عوضیه زندگیه خودم بودم!
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_یک هفته به کنکور عروست کردند
دیوانه شدم روانشناسی خواندم 📚
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
سرم بر سينه ی يار است از عالم چه می خواهم ؟ 🤍
به چنگم زلف دلدار است از عالم چه می خواهم ؟🌬
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_میگفت: دانشکده ادبیات ِ دانشگاه ِ تهران بود
بهار بود و پنجره باز
استاد شفیعی کدکنی رو به ما دانشجوها کرد و گفت:
خاك بر سر ِ دانشجویی که عاشق نشه☁️💕👀•
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_میگفت هر شب درگیر یه جنگ داخلی مسلحانهام
آماری از کشتهها و خسارات نیست
اما هر دفعه خطر از بیخ گوشم عبور میکنه
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_خسته کنندهترین برنامهی کهکشان ِ راه ِشیری:
انسان(زنده)، تکرار: هرروز🚶🏻»
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_وصف احوال ِ من افتاد به دستان ِ قلم📝
من نوشتم که غمی نیست بخوان سخت گذشت🗞
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
-مستعد ِ دلتنگی؛ به استمرار ِ زیاد''
صدایم را میشنوی!
گریه امانم را بُریده است