『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
مثل همیشه دو فنجان سفارش داده بود ؛ دو فنجان قهوه ی تلخ ، خیلی وقت بود که کارش همین شده بود ؛ که غم
_بزرگ بود یه تیمارستان پر از اتاق،چقد درد داشت
هشتتا اتاق بود تو یه سالن
اتاق اول پرِ جیغ
دوم پرِ اشک، گریه
سوم پرِ خون
داخل چهارمی فقط صدای خندیدن شنیده میشد)!
از پنجم به بعد انگار خالی بود، آخه هیچوقت صدایی از این سهتا اتاق شنیده نمیشد عجیب بود؛اما اونا هم پر بودن
صاحب اتاق پنجم، شاید خواب بود؟
اصلا صاحب این اتاق زنده بود؟؟
نفس میکشید؟
آره نبضش میزد، ولی چشاش بسته بود
ششم دختری بود با چشای بیفروغ خیره به در؛
هفتم میشد سکوت؛ تنها اتاقی که، با وجود پر بودنش، صدای نفس کشیدن هم درش نمیومد
و اتاق هشتم امان از این اتاق هشتم
همه رو با هم تو خودش داشت،
اشک، خون، گریه، عربده، درد، لبخند، سکوت، ذوق، بیفروغی، خواب، حالِ بد و خوب...!
این آخری چقد درد داشت، چقد دردش زیاد بود، چه چیزایی که با چشم دیده بود و نابود شده بود، ولی سالم بود
البته اگه بشه اسمشو گذاشت سالم•'' ''
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست
جهنمی شدم ، هیچ کس کنارم نیست. :)
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست جهنمی شدم ، هیچ کس کنارم نیست. :) 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
نهال بودم و در حسرت بهار! ولی
درخت میشوم و شوق برگ و بارم نیست( :
_قهر؟ باشَد! یادگاریهایمان را پس دهیم؟!
بوسهی من را بیاور ، بوسهی خود را بگیر🌱
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_تو خوب ترین خوب جهانی(: 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
خودم میدونم یه مصرع رو جا انداختم👀•
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_تو خوب ترین خوب جهانی(: 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
_ای عشق تو همواره با من
خوشبختی یعنی با تو بودن
تو خوب ترین خوب جهانی☁️💕
آرام جان آرام جانی"
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
ناز چشمان تورا شعر کنم در دل شب👀💕☁️
تا که مهتاب ننازد به جمالش هرشب🌚✨
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』