『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_شفایی اصفهانی چه قشنگ توصیف میکنه شوق وصالو:
مژدهی وصل به من کاش نیارد قاصد🎋
ترسم از شوقْ شوَم کشته و قاتل نرسَد
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
من پریشان تر از آنم که تو میپنداری
شده آیا ته یک شعر ترک برداری❤️🩹 ؟!
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
جلالِ آلاحمد وقتی از سیمینِ دانشور دور
بودهاست در نامهای برایش نوشته :
- با هر که حرف میزنم ، حلقهام را به رُخش
میکشم تا از ازدواجم بپرسد . .
و من حرفِ تو را پیش بکشم . !♥️(: -
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- یه دیالوگ هست ڬ میگه :
"من اینجا نیومدم که بهت بگم
نمیتونم بدون تو زندگی کنم...
میتونم بدون تو زندگی کنم؛
فقط نمیخوام :)!✉️'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- یه افسانه ایتالیایی هست که میگه :
‹ ترقوه 𝑪𝒍𝒂𝒗𝒊𝒄𝒍𝒆 › از اول افقی نبوده در ابتدایِ ؛
خلقت ‹ یه عاشق ترقوه معشوقشو میبوسه ! ›
و برابر بوسهیِ اون سجده میکنه ؛
و از اون به بعد . .
ترقوه میشه ‹ تنها استخونِ افقی بدن :)!🫁 ›
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
اون شب گریه نکرد اما؛
فردا وقتی لباسش
به دستگیرهی در گیر کرد،
گریه کرد
وقتی به اتوبوس نرسید،
گریه کرد
وقتی یه سکانس شاد از فیلم رو دید،
گریه کرد
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』