شطرنج عشق باز، که ما بهر نردِ تو
خود را به مات گاه رسانیم و شَه کنیم
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
برایت بی الف خواهم فقط “فردای بهتر” را
تو اما خواستی تا من “جهانم” بی الف باشد :))) ❤️🔥
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری
بی سبب نیست که در کنج دلم جا داری 🤍🌱
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
± شیش سال بود با هم بودن ، عشق
بینشون انقد زیاد و قشنگ بود ك همه
دانشگاه و استادا میدونستن ؛
یه روز گفتن پسره تصادف کرده و مرده !
و آخرین پیامش به دختره این بود :
± بعد من خودتو دست هرکسی نده : )!
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
مقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بود...
دیدیم؛ ولی دیدن دنیا بہ چہ قیمت👀؟
-فاضل نظری
در غلغلهی جمعی و تنها شدهای باز
آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی🌿
-فاضل نظری
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
حمید مصدق مینویسه :
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضبآلود به من کرد نگاه
سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرارکنان میدهد آزارم
و من اندیشهکنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』